butcheries

[ایالات متحده]/ˈbʊtʃəriːz/
[بریتانیا]/ˈbʌtʃər.iːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که گوشت برای مصرف فروخته و آماده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

local butcheries

فروشگاه‌های محلی

fresh butcheries

فروشگاه‌های گوشت تازه

artisanal butcheries

فروشگاه‌های گوشت سنتی

traditional butcheries

فروشگاه‌های گوشت سنتی

neighborhood butcheries

فروشگاه‌های گوشت محلی

specialty butcheries

فروشگاه‌های گوشت تخصصی

organic butcheries

فروشگاه‌های گوشت ارگانیک

gourmet butcheries

فروشگاه‌های گوشت گوروئه

local artisan butcheries

فروشگاه‌های گوشت محلی و سنتی

premium butcheries

فروشگاه‌های گوشت باکیفیت

جملات نمونه

many local butcheries offer organic meat options.

بسیاری از قصابی‌های محلی، گزینه‌های گوشت ارگانیک ارائه می‌دهند.

butcheries are known for their fresh cuts of meat.

قصابی‌ها به خاطر برش‌های تازه گوشت خود مشهور هستند.

some butcheries also sell homemade sausages.

برخی از قصابی‌ها همچنین سوسیس‌های خانگی می‌فروشند.

butcheries often have special deals on weekends.

قصابی‌ها اغلب در آخر هفته‌ها تخفیف‌های ویژه‌ای دارند.

visiting local butcheries can support small businesses.

بازدید از قصابی‌های محلی می‌تواند از کسب و کارهای کوچک حمایت کند.

butcheries provide a variety of meats for different cuisines.

قصابی‌ها انواع گوشت را برای غذاهای مختلف ارائه می‌دهند.

some butcheries have knowledgeable staff to assist customers.

برخی از قصابی‌ها دارای کارکنان آگاه برای کمک به مشتریان هستند.

butcheries can be found in nearly every neighborhood.

قصابی‌ها را می‌توان در تقریباً هر محله‌ای پیدا کرد.

many butcheries take pride in their traditional methods.

بسیاری از قصابی‌ها به روش‌های سنتی خود افتخار می‌کنند.

butcheries often participate in local food festivals.

قصابی‌ها اغلب در جشنواره‌های غذای محلی شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید