buy groceries
خرید مواد غذایی
get groceries
گرفتن مواد غذایی
groceries shopping
خرید مواد غذایی
need groceries
نیاز به مواد غذایی
bring groceries
آوردن مواد غذایی
fresh groceries
مواد غذایی تازه
local groceries
مواد غذایی محلی
organic groceries
مواد غذایی ارگانیک
weekly groceries
مواد غذایی هفتگی
store groceries
ذخیره کردن مواد غذایی
i need to buy groceries this weekend.
من باید این آخر هفته مواد غذایی بخرم.
she made a list of groceries before going to the store.
او قبل از رفتن به مغازه لیستی از مواد غذایی تهیه کرد.
the price of groceries has increased recently.
قیمت مواد غذایی اخیراً افزایش یافته است.
we're out of groceries; let's go shopping.
ما دیگر مواد غذایی نداریم؛ بریم خرید کنیم.
he carries the groceries to the car.
او مواد غذایی را به ماشین می برد.
she compared prices at different grocery stores.
او قیمت ها را در فروشگاه های مواد غذایی مختلف مقایسه کرد.
they delivered the groceries right to our door.
آنها مواد غذایی را درست جلوی در ما تحویل دادند.
we stock up on groceries every week.
ما هر هفته مواد غذایی را تامین می کنیم.
the grocery store is just around the corner.
فروشگاه مواد غذایی درست در آن طرف خیابان است.
he forgot to buy milk at the grocery store.
او فراموش کرد که در فروشگاه مواد غذایی شیر بخرد.
she enjoys browsing the produce section at the grocery store.
او از گشت و گذار در بخش محصولات در فروشگاه مواد غذایی لذت می برد.
we planned our meals around the available groceries.
ما برنامه غذایی خود را بر اساس مواد غذایی موجود برنامه ریزی کردیم.
buy groceries
خرید مواد غذایی
get groceries
گرفتن مواد غذایی
groceries shopping
خرید مواد غذایی
need groceries
نیاز به مواد غذایی
bring groceries
آوردن مواد غذایی
fresh groceries
مواد غذایی تازه
local groceries
مواد غذایی محلی
organic groceries
مواد غذایی ارگانیک
weekly groceries
مواد غذایی هفتگی
store groceries
ذخیره کردن مواد غذایی
i need to buy groceries this weekend.
من باید این آخر هفته مواد غذایی بخرم.
she made a list of groceries before going to the store.
او قبل از رفتن به مغازه لیستی از مواد غذایی تهیه کرد.
the price of groceries has increased recently.
قیمت مواد غذایی اخیراً افزایش یافته است.
we're out of groceries; let's go shopping.
ما دیگر مواد غذایی نداریم؛ بریم خرید کنیم.
he carries the groceries to the car.
او مواد غذایی را به ماشین می برد.
she compared prices at different grocery stores.
او قیمت ها را در فروشگاه های مواد غذایی مختلف مقایسه کرد.
they delivered the groceries right to our door.
آنها مواد غذایی را درست جلوی در ما تحویل دادند.
we stock up on groceries every week.
ما هر هفته مواد غذایی را تامین می کنیم.
the grocery store is just around the corner.
فروشگاه مواد غذایی درست در آن طرف خیابان است.
he forgot to buy milk at the grocery store.
او فراموش کرد که در فروشگاه مواد غذایی شیر بخرد.
she enjoys browsing the produce section at the grocery store.
او از گشت و گذار در بخش محصولات در فروشگاه مواد غذایی لذت می برد.
we planned our meals around the available groceries.
ما برنامه غذایی خود را بر اساس مواد غذایی موجود برنامه ریزی کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید