butterflied

[ایالات متحده]/[ˈbʌtəflaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈbʌtərflaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شبه فراز) تغییر یا تبدیل سریع، معمولاً به طور ناگهانی؛ چیزی را به الگوی بالاتر از فراز چیدن.
adj. به شکل یا الگوی فراز شبیه.

عبارات و ترکیب‌ها

butterflied wings

پروازهای تغییر یافته

carefully butterflied

به دقت تغییر یافته

butterflied specimen

نمونه تغییر یافته

butterflied insect

حشره تغییر یافته

butterflied collection

مجموعه تغییر یافته

butterflied samples

نمونه‌های تغییر یافته

butterflied moths

سوسک‌های تغییر یافته

butterflied gently

به آرامی تغییر یافته

butterflied remains

موجودیت‌های تغییر یافته

butterflied display

نمایش تغییر یافته

جملات نمونه

the chef butterflied the shrimp before grilling them with lemon and herbs.

شکارچی ماهیچه‌ها را با چاقوی دوطرفه باز کرد و سپس آن‌ها را با لیمو و گیاه‌های دارویی روی گریل پخت.

she butterflied the chicken to make it cook more evenly on the barbecue.

او گوشت مرغ را با چاقوی دوطرفه باز کرد تا روی گریل به طور یکنواخت‌تری پخته شود.

he butterflied the cod fillet and stuffed it with a flavorful herb mixture.

او فیلیت ماهی کد را با چاقوی دوطرفه باز کرد و آن را با مخلوط گیاه‌های دارویی پر کرد.

butterflied wings allow the butterfly to fly with grace and agility.

بال‌های باز شده باعث می‌شود که کرکشک با زیبایی و مهارت پرواز کند.

the recipe called for butterflied scallops seared quickly in a hot pan.

این دستور پخت، ماهیچه‌های باز شده را که در یک چرخه گرم به سرعت سرخ می‌شوند، می‌خواست.

we butterflied the pork tenderloin to create a pocket for the stuffing.

ما گوشت گوسفند را با چاقوی دوطرفه باز کردیم تا یک کیسه برای پر کردن ایجاد شود.

the butcher expertly butterflied the turkey for a faster roasting time.

کشتی‌گر به شکل حرفه‌ای گوشت پرنده را با چاقوی دوطرفه باز کرد تا زمان پختن آن کوتاه‌تر شود.

butterflied lemons add a unique presentation to the salad dish.

لیموهای باز شده یک نمایش منحصر به فرد به دسر سالاد اضافه می‌کنند.

he butterflied the salmon and marinated it in soy sauce and ginger.

او ماهی سالمون را با چاقوی دوطرفه باز کرد و آن را در سس سویا و زنجبیل نمک می‌کرد.

the presentation of butterflied vegetables can enhance the visual appeal of the plate.

نمایش سبزیجات باز شده می‌تواند جذابیت بصری طبقه را افزایش دهد.

she butterflied the eggplant to create a delicious stuffed vegetable dish.

او گوجه فرنگی را با چاقوی دوطرفه باز کرد تا یک دسر پر از سبزیجات لذیذ ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید