bygone

[ایالات متحده]/ˈbaɪɡɒn/
[بریتانیا]/ˈbaɪɡɔːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از زمان‌های دور; در گذشته
n. چیزی ناخوشایند که در گذشته اتفاق افتاده است.
Word Forms
جمعbygones

عبارات و ترکیب‌ها

bygone era

عصر گذشته

bygone memories

خاطرات گذشته

bygone days

روزهای گذشته

جملات نمونه

relics of a bygone society.

آثار یک تمدن گذشته

His talk was evocative of the bygone days.

صحبت‌های او یادآور روزهای گذشته بود.

Let bygones be bygones.

گذشته را فراموش کنیم.

the dusty precepts of a bygone era.

اصول کهنه یک دوران گذشته.

relics of a bygone age

آثار یک عصر گذشته

The room had the elegance of a bygone era.

اتاق دارای ظرافت یک عصر از دست رفته بود.

I’m willing to let bygones be bygones.

من حاضرم گذشته را فراموش کنم.

This is a ridiculous situation, avoiding each other like this. Why can’t we let bygones be bygones?

این یک وضعیت مضحک است، به این شکل از یکدیگر اجتناب می‌کنیم. چرا نمی‌توانیم گذشته را فراموش کنیم؟

Let bygones be bygones and let's forget about our disputes and be friends again.

گذشته را فراموش کنیم و دعواهایمان را فراموش کنیم و دوباره دوست شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید