nostalgic

[ایالات متحده]/nə'stældʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوستالژیک درباره گذشته، احساساتی

جملات نمونه

a nostalgic account of an idyllic childhood.

گزارشی نوستالژیک از دوران کودکی رویایی

he remained nostalgic about the good old days.

او در مورد دوران خوش گذشته نوستالژیک بود.

The film provided an evening of nostalgic viewing.

فیلم یک شب تماشای نوستالژیک ارائه داد.

that potent tang evoking nostalgic memories of childhood holidays.

آن طعم قوی که خاطرات نوستالژیک تعطیلات کودکی را زنده می کرد.

And, in major breastpin " needle " when hiding rearward, breastpin of traditional brooch formative brings grumous nostalgic breath for you.

و در سنجاق سینه اصلی " سوزن " هنگام پنهان شدن در عقب، سنجاق سینه سنتی با شکل‌گیری، نفس نوستالژیک غلیظی برای شما به ارمغان می‌آورد.

According to Fredric Jameson, nostalgic movies create a new past and convey a "pastness" that has nothing to do with history by a unhistorical collage of images about the past.

به گفته فردریک جیمسون، فیلم‌های نوستالژیک یک گذشته جدید ایجاد می‌کنند و یک "گذشته" را منتقل می‌کنند که هیچ ارتباطی با تاریخ ندارد، با یک کلاژ غیرتاریخی از تصاویری از گذشته.

Here's to the heady aroma of the frost-kissed apples, the winey smell of ripened grapes, the wild-as-the-wind smell of hickory nuts and the nostalgic whiff of that first wood smoke.

درود بر عطر دلپذیر سیب‌های یخ‌زده، بوی انگوری انگورهای رسیده، بوی وحشیانه گردوهای توس، و عطر نوستالژیک دود آتش.

"Brambleberry Rose Lip Balm" is a nostalgic blend of wild berry flavors with overtones of honey and vanilla and moisturized with Shea Butter and Vitamin E.

"Brambleberry Rose Lip Balm" ترکیبی نوستالژیک از طعم های توت های وحشی با ته مایه عسل و وانیل و مرطوب کننده با کره شی و ویتامین E است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید