bypasser

[ایالات متحده]/baɪˈpæsər/
[بریتانیا]/baɪˈpæsər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی یا کسی را دور می‌زند.

عبارات و ترکیب‌ها

bypasser traffic

عبور از ترافیک

bypasser network

عبور از شبکه

bypasser tool

ابزار دور زدن

bypasser method

روش دور زدن

bypasser device

دستگاه دور زدن

bypasser solution

راه حل دور زدن

bypasser protocol

پروتکل دور زدن

bypasser software

نرم افزار دور زدن

bypasser service

خدمات دور زدن

bypasser system

سیستم دور زدن

جملات نمونه

the bypasser stopped to help the lost child.

رد گذر متوقف شد تا به کودک گم شده کمک کند.

many bypassers admired the street artist's performance.

بسیاری از رد گذرها از اجرای هنرمند خیابانی تحسین کردند.

as a bypasser, she felt compelled to contribute to the charity event.

به عنوان یک رد گذر، او احساس کرد که باید در رویداد خیریه مشارکت کند.

the bypasser noticed the unusual behavior of the dog.

رد گذر رفتار غیرمعمول سگ را متوجه شد.

bypassers often take pictures of the beautiful scenery.

رد گذرها اغلب از مناظر زیبای عکس می‌گیرند.

the bypasser quickly moved out of the way of the speeding car.

رد گذر به سرعت از سر راه ماشین در حال حرکت دور شد.

as a bypasser, he felt the need to voice his opinion.

به عنوان یک رد گذر، او احساس کرد که باید نظر خود را بیان کند.

many bypassers were curious about the new store opening.

بسیاری از رد گذرها در مورد افتتاح فروشگاه جدید کنجکاو بودند.

bypassers were drawn to the vibrant market atmosphere.

رد گذرها به فضای بازار پر جنب و جوش جذب شدند.

the bypasser offered directions to the tourists.

رد گذر به گردشگران جهت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید