byzantine

[ایالات متحده]/bɪˈzæntiːn/
[بریتانیا]/ˈbɪzəntiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به امپراتوری بیزانس، با ویژگی پیچیدگی پیچیده و مخفیانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

byzantine empire

امپراتوری بیزانس

byzantine architecture

معماری بیزانتین

byzantine art

هنر بیزانتین

byzantine empire

امپراتوری بیزانتین

byzantine architecture

معماری بیزانتین

byzantine art

هنر بیزانتین

byzantine history

تاریخ بیزانتین

byzantine culture

فرهنگ بیزانتین

byzantine politics

سیاست بیزانتین

byzantine influence

تاثیرگذاری بیزانتین

byzantine language

زبان بیزانتین

byzantine traditions

آداب و رسوم بیزانتین

byzantine mosaics

موزاییک‌های بیزانتین

جملات نمونه

the byzantine empire was known for its rich culture.

امپراتوری بیزانتین به خاطر فرهنگ غنی خود شناخته شده بود.

byzantine architecture is characterized by large domes.

معماری بیزانسی با گنبدهای بزرگ مشخص می شود.

many byzantine manuscripts are preserved in libraries.

بسیاری از دست‌نویس‌های بیزانسی در کتابخانه‌ها حفظ شده‌اند.

the byzantine political system was quite complex.

سیستم سیاسی بیزانسی بسیار پیچیده بود.

byzantine art often features religious themes.

هنر بیزانسی اغلب دارای مضامین مذهبی است.

historians study the byzantine period for its influence.

تاریخ‌نگاران دوران بیزانسی را به دلیل تأثیر آن مطالعه می‌کنند.

byzantine diplomacy was known for its subtlety.

دیپلماسی بیزانسی به دلیل ظرافتش شناخته شده بود.

the fall of constantinople marked the end of the byzantine era.

سقوط قسطنطین‌نیه، پایان دوران بیزانسی را نشان داد.

byzantine coins were widely used in trade.

سکه های بیزانسی به طور گسترده در تجارت استفاده می شدند.

byzantine history is filled with intrigue and conflict.

تاریخ بیزانسی پر از دسیسه و درگیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید