cabinet

[ایالات متحده]/ˈkæbɪnət/
[بریتانیا]/ˈkæbɪnət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمد; کابینت; اتاق نمایش کوچک
adj. کابینتی; خصوصی; مخفی
Word Forms
جمعcabinets

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen cabinet

کابینت آشپزخانه

file cabinet

کابینت بایگانی

control cabinet

کابینت کنترل

cabinet meeting

جلسه کابینه

filing cabinet

کابینت بایگانی

cabinet minister

وزیر کابینه

bathroom cabinet

کابینت حمام

switch cabinet

کابینت کلید

cabinet door

در کابینت

tv cabinet

کابینت تلویزیون

medicine cabinet

کابینت دارو

electrical cabinet

کابینت برق

distribution cabinet

کابینت توزیع

cabinet hardware

تجهیزات کابینت

shadow cabinet

کابینه سایه

electric cabinet

کابینت الکتریکی

machine cabinet

کابینت دستگاه

wall cabinet

کابینت دیواری

cabinet work

کار کابینت

drying cabinet

کابینت خشک کن

جملات نمونه

cabinet matters; a cabinet minister.

مسائل کابینه؛ وزیر کابینه

The cabinet is responsible to the parliament.

کابینه در برابر پارلمان مسئول است.

a cabinet ten feet high.

یک کابینه ده فوت ارتفاع.

the cabinet was a nest of intrigue.

کابینه لانه ای از دسیسه بود.

a recently leaked cabinet paper.

یک سند کابینه که اخیراً نشت کرده است.

the cabinet is zealous to prune expenditure.

کابینه برای کاهش هزینه ها مصمم است.

the cabinet minister responsible for Education.

وزیر کابینه مسئول آموزش.

the Prime Minister and cabinet are responsible to Parliament.

نخست وزیر و کابینه در برابر پارلمان مسئول هستند.

a medicine cabinet; medicine bottles.

کابینت دارو؛ بطری های دارو.

teak and other heavy cabinet wood.

چوب کابینت سنگین مانند چوب درخت سرو.

The cabinet are agreed by the Prime Minister.

کابینه با موافقت نخست وزیر موافقت کرده است.

The Cabinet met to resolve the crisis.

کابینه برای حل بحران تشکیل جلسه داد.

The cabinet is made of cherry wood.

کابینه از چوب گیلاس ساخته شده است.

attempts to foment rebellion in the Cabinet

تلاش برای برانگیختن شورش در کابینه

freestanding storage cabinet

کابینت ذخیره سازی مستقل

the Chancellor warned the cabinet to axe public spending.

شانسلر به کابینه هشدار داد که هزینه‌های عمومی را کاهش دهد.

Shadow cabinet members listed in bold .

اعضای کابینه سایه به صورت برجسته فهرست شده اند.

نمونه‌های واقعی

The president-elect is moving forward on shaping his cabinet.

رئیس‌جمهور منتخب در حال پیشرفت در راستای انتخاب اعضای کابینه است.

منبع: CNN Selects December 2016 Collection

Very good. I have someone in our royalty cabinet.

بسیار خوب. ما در کابینه سلطنتی خود کسی داریم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Is there enough room for the new filing cabinet?

فضای کافی برای کمد بایگانی جدید وجود دارد؟

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

That position is part of the president's cabinet.

آن سمت بخشی از کابینه رئیس جمهور است.

منبع: CNN Listening Compilation October 2013

He thinks Karl stole some pills from his medicine cabinet.

او فکر می کند که کارل برخی از قرص ها را از کابینه داروسازی او دزدیده است.

منبع: Deadly Women

Every year the president reshuffles his cabinet for security reasons.

هر سال، رئیس جمهور کابینه خود را به دلایل امنیتی تغییر می دهد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

In July, Mr. Kiir dismissed his cabinet, including Mr. Machar.

در ماه ژوئیه، آقای کییر کابینه خود را از جمله آقای ماچار برکنار کرد.

منبع: VOA Special December 2013 Collection

" One other question, " said he. " Was the photograph a cabinet? "

"- یک سؤال دیگر،" او گفت. "آیا عکس یک کابینه بود؟"

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes

The cabinet from the bathroom was damaged as well.

کابینت حمام نیز آسیب دیده بود.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

It's a lovely cabinet, we use it to keep our towels in.

کابینت بسیار زیبایی است، ما از آن برای نگهداری حوله هایمان استفاده می کنیم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید