cupboard

[ایالات متحده]/ˈkʌbəd/
[بریتانیا]/ˈkʌbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای از مبلمان با درها و قفسه‌ها، که برای ذخیره‌سازی یا نمایش اقلام استفاده می‌شود، همچنین به عنوان کمد شناخته می‌شود
Word Forms
جمعcupboards

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen cupboard

کابینت آشپزخانه

built-in cupboard

کابینت تعبیه شده

wardrobe cupboard

کابینت کمده

cupboard love

عشق به کابینت

جملات نمونه

cupboards flush with the wall

کابینت‌ها در امتداد دیوار قرار دارند

These cupboards are built into the walls.

این کابینت‌ها در دیوارها ساخته شده اند.

mind your head on that cupboard!.

مراقب سرتان در آن کابینت باشید!

the cupboard's been ripped open.

کابینت پاره شده است.

Clear out things in this cupboard, please.

لطفاً وسایل داخل این کابینت را خالی کنید.

mask off doors and cupboards with sheets of plastic.

درها و کابینت‌ها را با ورقه‌های پلاستیکی بپوشانید.

They are seeking more funds but the cupboard is bare.

آنها به دنبال جذب بودجه بیشتر هستند، اما کابینت خالی است.

They ask for more funds, but the cupboard is bare.

آنها درخواست جذب بودجه بیشتر دارند، اما کابینت خالی است.

The room was furnished with a cupboard and some old furniture.

اتاق با یک کابینت و برخی از مبلمان قدیمی ausgestattet بود.

Look in the cupboard and see if we have any more coffee.

داخل کابینت را نگاه کنید و ببینید آیا قهوه بیشتری داریم یا خیر.

The cupboard door is hinged on the right, so it opens on the left.

در کابینت در سمت راست لولا شده است، بنابراین در سمت چپ باز می شود.

The cupboard was full of old papers, broken toys, and other rubbish.

کابینت پر از کاغذهای قدیمی، اسباب‌بازی‌های شکسته و زباله‌های دیگر بود.

It's only cupboard love; she wants some sweets!

فقط عشق کابینتی است؛ او می خواهد چند شیرینی!

When he had convinced himself that there was no honey in the cupboards, he began to walkdown the passage.

وقتی خودش را متقاعد کرد که در کابینت‌ها هیچ عسل وجود ندارد، شروع به پایین رفتن راهرو کرد.

The boy put the food away in the cupboard after he finished his dinner.

پسر غذا را در کابینت گذاشت بعد از اینکه شامش را خورد.

If you want the cupboard door open all the time, why don't you nail it back?

اگر می خواهید در کابینت همیشه باز باشد، چرا آن را دوباره به هم نمی چسبانید؟

the lower section has a central secretaire drawer fitted with a satinwood interior of small drawers, pigeon holes and small central cupboard, the cupboards below fitted with wide sliding shelves;

بخش پایین دارای یک کشوی سکرتیر مرکزی است که با یک فضای داخلی چوب ماهون از کشوها، لانه های کبوتری و یک کابینت مرکزی کوچک ausgestattet است، کابینت های زیر با قفسه های لغزنده پهن ausgestattet است؛

The cat seems especially fond of her, but it’s just cupboard love. She’s the one who feeds him.

به نظر می رسد گربه به طور خاص به او علاقه دارد، اما فقط عشق کابینتی است. او کسی است که به او غذا می دهد.

نمونه‌های واقعی

'He was moving a heavy cupboard for me.'

او داشت یک کمد سنگین را برای من جابجا می‌کرد.

منبع: Five Children and It

I opened the cupboard and found the shelf.

من کمد را باز کردم و طبقه را پیدا کردم.

منبع: Transformed into a Monster Doctor: Selected Works

Okay, Maggie. Put the cupboard in the house.

باشه، مگی. کمد را در خانه قرار بده.

منبع: Wow English

The house even had a cupboard under the stairs.

حتی خانه یک کمد زیر پله‌ها داشت.

منبع: "JK Rowling: A Year in the Life"

Just clearing out this cupboard, Feifei.

فقط در حال جمع کردن این کمد، فیفی.

منبع: BBC Authentic English

Put the cupboard in the house.

کمد را در خانه قرار بده.

منبع: Wow English

He took me to a gallery of tall metal cupboards.

او من را به گالری‌ای از کمد‌های فلزی بلند برد.

منبع: A Brief History of Everything

The King opened a small cupboard and Edward started to cry.

پادشاه یک کمد کوچک را باز کرد و ادوارد شروع به گریه کرد.

منبع: A Simplified Version of "A King's Love Story"

For example, I opened a cupboard and the door fell off.

به عنوان مثال، من یک کمد را باز کردم و در آن افتاد.

منبع: Grammar Lecture Hall

If you open the store cupboard, I can easily find what I need.

اگر کمد را باز کنید، من به راحتی می‌توانم آنچه نیاز دارم را پیدا کنم.

منبع: Downton Abbey Detailed Analysis

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید