calculational method
روش محاسبه
calculational error
خطای محاسبه
calculational tool
ابزار محاسبه
calculational model
مدل محاسبه
calculational process
فرآیند محاسبه
calculational capacity
ظرفیت محاسبه
calculational framework
چارچوب محاسبه
calculational analysis
تجزیه و تحلیل محاسبه
calculational approach
رویکرد محاسبه
calculational efficiency
بهرهوری محاسبه
the calculational methods used in this study are innovative.
روشهای محاسباتی مورد استفاده در این مطالعه نوآورانه هستند.
she has a strong calculational ability in mathematics.
او توان محاسباتی قوی در ریاضیات دارد.
his calculational skills helped solve complex problems.
مهارتهای محاسباتی او به حل مشکلات پیچیده کمک کرد.
they developed a calculational model for predicting outcomes.
آنها یک مدل محاسباتی برای پیشبینی نتایج توسعه دادند.
the team focused on improving their calculational techniques.
تیم بر بهبود تکنیکهای محاسباتی خود تمرکز کرد.
calculational errors can lead to significant misunderstandings.
اشتباهات محاسباتی میتواند منجر به سوء تفاهمهای جدی شود.
he demonstrated exceptional calculational prowess during the exam.
او در امتحان، مهارت محاسباتی استثنایی خود را نشان داد.
calculational efficiency is crucial in data analysis.
بهرهوری محاسباتی در تجزیه و تحلیل دادهها بسیار مهم است.
her calculational approach simplified the entire process.
روش محاسباتی او کل فرآیند را ساده کرد.
we need to enhance our calculational framework for better results.
ما باید چارچوب محاسباتی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر ارتقا دهیم.
calculational method
روش محاسبه
calculational error
خطای محاسبه
calculational tool
ابزار محاسبه
calculational model
مدل محاسبه
calculational process
فرآیند محاسبه
calculational capacity
ظرفیت محاسبه
calculational framework
چارچوب محاسبه
calculational analysis
تجزیه و تحلیل محاسبه
calculational approach
رویکرد محاسبه
calculational efficiency
بهرهوری محاسبه
the calculational methods used in this study are innovative.
روشهای محاسباتی مورد استفاده در این مطالعه نوآورانه هستند.
she has a strong calculational ability in mathematics.
او توان محاسباتی قوی در ریاضیات دارد.
his calculational skills helped solve complex problems.
مهارتهای محاسباتی او به حل مشکلات پیچیده کمک کرد.
they developed a calculational model for predicting outcomes.
آنها یک مدل محاسباتی برای پیشبینی نتایج توسعه دادند.
the team focused on improving their calculational techniques.
تیم بر بهبود تکنیکهای محاسباتی خود تمرکز کرد.
calculational errors can lead to significant misunderstandings.
اشتباهات محاسباتی میتواند منجر به سوء تفاهمهای جدی شود.
he demonstrated exceptional calculational prowess during the exam.
او در امتحان، مهارت محاسباتی استثنایی خود را نشان داد.
calculational efficiency is crucial in data analysis.
بهرهوری محاسباتی در تجزیه و تحلیل دادهها بسیار مهم است.
her calculational approach simplified the entire process.
روش محاسباتی او کل فرآیند را ساده کرد.
we need to enhance our calculational framework for better results.
ما باید چارچوب محاسباتی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر ارتقا دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید