calf

[ایالات متحده]/kɑːf/
[بریتانیا]/kæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گاو جوان
Word Forms
جمعcalves

عبارات و ترکیب‌ها

calf muscle

عضله ساق

calf pain

درد ساق

calf raise

بالا بردن ساق

calf injury

آسیب ساق

fatted calf

گوساله چاق

cast her calf

زایمان گوساله

calf love

عشق به گوساله

calf skin

پوست گوساله

golden calf

گوساله طلایی

جملات نمونه

the calf muscles will atrophy.

ماهیچه‌های ساق پا تحلیل می‌روند.

cycling may overdevelop the calf muscles.

دوچرخه‌سواری ممکن است باعث رشد بیش از حد ماهیچه‌های ساق پا شود.

kneading a painful calf muscle.

ماساژ دادن یک ماهیچه ساق پا دردناک.

Deoxyribonucleic acid (calf thymus);Calf thymus DNA pyrolyzate;deoxyribonucleicacid from calf thymus;

اسید دی‌اکسی‌ریبونوکلئیک (غده تیموس گوساله);پیرولیزات DNA غده تیموس گوساله;اسید دی‌اکسی‌ریبونوکلئیک از غده تیموس گوساله;

Sheedy has shaken off a calf injury.

شیدی آسیب‌دیدگی ساق پا را پشت سر گذاشته است.

sometimes a completely black calf is thrown.

گاهی اوقات یک گوساله کاملاً سیاه به بیرون پرتاب می‌شود.

The calf blared for its mother.

گوساله برای مادرش فریاد زد.

vultures swooping down to peck out the calf's eyes.

کلنگ‌ها برای کندن چشمان گوساله به پایین هجوم می‌آورند.

and the calf and the young lion and the fatling together;

و گوساله و شیرجوان و چاقالو با هم;

He expects to have recovered from his calf injury in time.

او انتظار دارد به موقع از آسیب‌دیدگی ساق پایش بهبود یابد.

detach a calf from its mother; detached herself from the group.

یک گوساله را از مادرش جدا کنید; از گروه جدا شد.

My brother’s coming home tomorrow, so I expect my parents will be killing the fatted calf for him.

برادر من فردا به خانه می‌آید، بنابراین انتظار دارم والدینم برای او گوساله چاق را بکشند.

The calf shank includes a downward convexly curved lower end which is secured to the foot keel by way of coupling element (73).

ساق گوساله شامل یک انتهای پایینی به شکل مقوس محدب است که از طریق عنصر اتصال (73) به کیل پا متصل می‌شود.

Firstly,the artist depicted emphatically the caressing relation of the crummie to her child.The foregoing crummie looks back to the calf,walking hesitantly and presenting a thoughtful bearing.

در ابتدا، هنرمند به طور قاطعانه رابطه نوازش‌آمیز کرمی با فرزندش را به تصویر کشید. کرمی قبلی به گوساله نگاه می‌کند، با تردید راه می‌رود و رفتاری متفکرانه نشان می‌دهد.

The interaction between the metal complex of hydrazide of podophyllic acid and calf thymus (CT) DNA was studied by using absorption spectra, fluorescence spectra and DNA heat denaturation.

تعامل بین کمپلکس فلزی هیدرازید اسید پودوفیلیک و DNA تیموس گوساله (CT) با استفاده از طیف‌های جذب، طیف‌های فلورسانس و دناتوراسیون DNA مورد مطالعه قرار گرفت.

In this thesis, interaction of indolizine-naphthoquinone compounds (INQ) with calf thymus DNA(CT-DNA) was investigated using the electrochemical and spectroscopic methods.

در این پایان‌نامه، تعامل ترکیبات ایندولیزین-نافتوکینون (INQ) با DNA تیموس گوساله (CT-DNA) با استفاده از روش‌های الکتروشیمیایی و طیف‌سنجی مورد بررسی قرار گرفت.

To strip away periostea from calvaria by enzymes digesting separation and then culture explant in DMEM supplemented with 10% fetal calf serum.The new method is named floating explant culture.

برای جدا کردن پریاستئوم از کالواریا با استفاده از آنزیم‌ها، جداسازی و سپس کشت اکسپلان در DMEM حاوی 10٪ سرم گوساله جنین. این روش جدید به نام کشت اکسپلان شناور نامگذاری شده است.

The secundine is expected to be hung over a lacquer tree as the lacquer tree has lacquer milk, an omen that the calf or the pony would have adequate milk.

پیش‌بینی می‌شود که سکوندین بر روی درخت لاک قرار گیرد زیرا درخت لاک شیر لاک دارد، نشانه‌ای است که گوساله یا پونی شیر کافی خواهد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید