heifer

[ایالات متحده]/ˈhefə(r)/
[بریتانیا]/ˈhɛfɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوساله ماده
Word Forms
جمعheifers
شکل سوم شخص مفردheifers

عبارات و ترکیب‌ها

dairy heifer

گاو شیرده

جملات نمونه

The heifer grazed peacefully in the meadow.

گوساله به آرامی و با آرامش در چمنزار چرا کرد.

The farmer bought a heifer for his dairy farm.

کشاورز یک گوساله برای دامداری خود خرید.

The heifer was raised on organic feed.

گوساله با غذای ارگانیک پرورش داده شد.

The heifer gave birth to a healthy calf.

گوساله یک گوساله سالم به دنیا آورد.

The heifer was sold at the livestock auction.

گوساله در حراج دام به فروش رسید.

The heifer was vaccinated to prevent diseases.

برای جلوگیری از بیماری‌ها، گوساله واکسیناسیون شد.

The heifer was part of the breeding program on the farm.

گوساله بخشی از برنامه پرورش دام در مزرعه بود.

The heifer was tagged with an identification number.

گوساله با یک شماره شناسایی برچسب گذاری شد.

The heifer was led into the barn for milking.

گوساله برای شیردوشی به طویله هدایت شد.

The heifer's milk was used to make cheese on the farm.

شیر گوساله برای تهیه پنیر در مزرعه استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید