calibrates

[ایالات متحده]/ˈkælɪbreɪts/
[بریتانیا]/ˈkæliˌbreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک دستگاه یا ابزار را تنظیم کردن به گونه‌ای که خوانش‌های دقیقی ارائه دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

calibrates sensors

کالیبراسیون سنسورها

calibrates equipment

کالیبراسیون تجهیزات

calibrates instruments

کالیبراسیون ابزارها

calibrates devices

کالیبراسیون دستگاه‌ها

calibrates measurements

کالیبراسیون اندازه‌گیری‌ها

calibrates systems

کالیبراسیون سیستم‌ها

calibrates pressure

کالیبراسیون فشار

calibrates temperature

کالیبراسیون دما

calibrates output

کالیبراسیون خروجی

calibrates values

کالیبراسیون مقادیر

جملات نمونه

the technician calibrates the machine before use.

تکنسین دستگاه را قبل از استفاده تنظیم می‌کند.

she carefully calibrates the settings for optimal performance.

او به دقت تنظیمات را برای عملکرد بهینه تنظیم می‌کند.

the scientist calibrates the instruments regularly.

دانشمند به طور منظم ابزارها را تنظیم می‌کند.

he calibrates the software to improve accuracy.

او نرم‌افزار را برای بهبود دقت تنظیم می‌کند.

the engineer calibrates the sensors in the system.

مهندس حسگرهای سیستم را تنظیم می‌کند.

the team calibrates the data to ensure consistency.

تیم داده‌ها را برای اطمینان از سازگاری تنظیم می‌کند.

before the experiment, she calibrates the equipment.

قبل از آزمایش، او تجهیزات را تنظیم می‌کند.

the technician calibrates the pressure gauge for accuracy.

تکنسین فشارسنج را برای دقت تنظیم می‌کند.

they calibrate the temperature controls in the lab.

آنها کنترل‌های دما را در آزمایشگاه تنظیم می‌کنند.

the software automatically calibrates the display settings.

نرم‌افزار به طور خودکار تنظیمات نمایش را تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید