caller

[ایالات متحده]/'kɔːlə/
[بریتانیا]/'kɔlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازدیدکننده، شخصی که تماس می‌گیرد، شخصی که تلفن را شماره‌گیری می‌کند.
Word Forms
جمعcallers

عبارات و ترکیب‌ها

caller ID

شناسایی تماس گیرنده

anonymous caller

تماس‌گیرنده ناشناس

unidentified caller

تماس‌گیرنده غیرشناس

caller information

اطلاعات تماس‌گیرنده

missed caller

تماس‌گیرنده از دست رفته

fraudulent caller

تماس‌گیرنده کلاهبردار

emergency caller

تماس‌گیرنده اضطراری

repeat caller

تماس‌گیرنده تکراری

telemarketing caller

تماس‌گیرنده بازاریابی تلفنی

جملات نمونه

The caller is on hold.

تماشاگر در حالت انتظار است.

He is one of the regular callers here.

او یکی از تماس‌گیرندگان منظم اینجا است.

The operator told the caller that the line is busy.

اپراتور به تماس‌گیرنده گفت که خط شلوغ است.

I'm sorry, caller, the number is engaged.

متاسفم، آقای تماس‌گیرنده، شماره در دسترس نیست.

The voice of the caller alerted her.

صدای تماس‌گیرنده او را هوشیار کرد.

I was detained by an unexpected caller that morning.

من آن صبح توسط یک تماس‌گیرنده غیرمنتظره بازداشت شدم.

A telephone caller said there was a bomb in the hotel but it was just a hoax.

یک تماس‌گیرنده تلفنی گفت که در هتل بمبی وجود دارد، اما فقط یک شوخی بود.

A good telephone voice can do much to improve the temper of irate callers.

یک صدای تلفن خوب می‌تواند تا حد زیادی برای بهبود خلق و خوی تماس‌گیرندگان عصبانی کمک کند.

نمونه‌های واقعی

You sound younger than our usual callers.

شما جوان‌تر از تلفن‌کنندگان معمول ما به نظر می‌رسید.

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

What will you tell your caller?

چه به تلفن کننده خود بگویید؟

منبع: Grandpa and Grandma's test class

Oh, and it looks like we've got a caller.

اوه، و به نظر می‌رسد که ما یک تماس گیرنده داریم.

منبع: Modern Family - Season 10

You were " the next caller" hours ago. You must be going crazy.

شما "تماس بعدی" ساعت پیش بودید. شما باید دیوانه شوید.

منبع: Friends Season 3

One caller asked if the ferry was running.

یکی از تماس گیرندگان پرسید که آیا کشتی در حال حرکت است یا خیر.

منبع: Collection of Interesting Stories

Then Dr. Millington asked the caller if he was a relative of the patient.

سپس دکتر میلینگتون از تماس گیرنده پرسید که آیا او یکی از بستگان بیمار است یا خیر.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

In that case, you are supposed to ask the caller to leave a message.

در این صورت، شما باید از تماس گیرنده بخواهید که پیامی بگذارد.

منبع: New Concept English Words Volume 2 for Speaking

And I understand you had a caller the other night, some guy from Seattle.

و من می‌فهمم که شما شب گذشته یک تماس گیرنده داشتید، یک مرد از سیاتل.

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

The fast-thinking Shoup quickly told his caller that he was, and a tradition was born.

شوپ با فکر سریع به سرعت به تماس گیرنده خود گفت که او بود، و یک سنت متولد شد.

منبع: VOA Special English: World

I find Raj's killer, I find the caller.

من قاتل راج را پیدا می‌کنم، من تماس گیرنده را پیدا می‌کنم.

منبع: English little tyrant

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید