calumniating

[ایالات متحده]/ˈkæləmˌniː.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌkæləˈmɪnɪˌeɪtɪŋ/

ترجمه

v. به طور نادرست و مضر درباره کسی اظهار نظر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

calumniating remarks

اظهارات افتراآمیز

calumniating statements

اظهارات افتراآمیز

calumniating accusations

اتهامات افتراآمیز

calumniating behavior

رفتار افتراآمیز

calumniating comments

نظرات افتراآمیز

calumniating gossip

غیبت افتراآمیز

calumniating lies

دروغ‌های افتراآمیز

calumniating reports

گزارش‌های افتراآمیز

calumniating rumors

شایعات افتراآمیز

calumniating narratives

داستان‌های افتراآمیز

جملات نمونه

he was calumniating his opponent during the debate.

او حریف خود را در طول بحث بهتان می‌داد.

she felt hurt after being calumniated by her colleagues.

او بعد از افترا زده شدن توسط همکارانش احساس آسیب کرد.

the article was calumniating and misleading.

مقاله افتراآمیز و گمراه کننده بود.

calumniating others can damage your own reputation.

افترا زدن به دیگران می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

he was accused of calumniating a prominent figure.

او به افترا زدن به یک چهره برجسته متهم شد.

calumniating someone without evidence is unethical.

افترا زدن به کسی بدون مدرک غیراخلاقی است.

she realized that calumniating her friend was a mistake.

او متوجه شد که افترا زدن به دوستش اشتباه بود.

the politician was known for calumniating his rivals.

سیاستمدان به خاطر افترا زدن به رقبایشان شناخته می‌شدند.

they were calumniating the organization to ruin its reputation.

آنها برای نابودی شهرت سازمان به افترا زدن به آن پرداختند.

calumniating others often reflects one's own insecurities.

افترا زدن به دیگران اغلب بازتابی از ناامنی های خود فرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید