smear

[ایالات متحده]/smɪə(r)/
[بریتانیا]/smɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کثیف کردن (چیزی)؛ پخش یا مالیدن (یک ماده) بر روی یک سطح؛ افترا
n. یک پوشش یا لایه نازک از یک ماده؛ لکه یا علامت؛ افترا
vi. کثیف شدن
Word Forms
زمان گذشتهsmeared
جمعsmears
صفت یا فعل حال استمراریsmearing
شکل سوم شخص مفردsmears
قسمت سوم فعلsmeared

عبارات و ترکیب‌ها

slanderous smear

افتراپراکنی

political smear campaign

کمپین تخریبی سیاسی

pap smear

ماژه‌گیری از گردن رحم

blood smear

ماژه‌گیری خون

جملات نمونه

The politician tried to smear his opponent's reputation.

سیاستمدار تلاش کرد تا اعتبار حریف خود را تخریب کند.

She used a sponge to smear the paint across the canvas.

او از یک اسفنج برای پخش کردن رنگ روی بوم استفاده کرد.

The tabloid published a smear campaign against the celebrity.

روزنامه زنجیره‌ای یک کمپین تخریبی علیه مشهور منتشر کرد.

The criminal tried to smear his fingerprints to avoid detection.

جنایتکار تلاش کرد تا اثر انگشتان خود را از بین ببرد تا از شناسایی جلوگیری کند.

The company's competitors attempted to smear its reputation in the market.

رقبای شرکت تلاش کردند تا اعتبار آن را در بازار تخریب کنند.

She felt a smear of lipstick on her cheek.

او یک لکه رژ لب روی گونه اش احساس کرد.

The artist used his fingers to smear the charcoal on the paper.

هنرمند از انگشتان خود برای پخش کردن زغال روی کاغذ استفاده کرد.

The journalist was accused of participating in a smear campaign against the public figure.

روزنامه‌نگار به شرکت در یک کمپین تخریبی علیه چهره عمومی متهم شد.

The makeup artist used a brush to smear the eyeshadow on the model's eyelids.

آرایشگر از یک برس برای پخش کردن سایه چشم روی پلک‌های مدل استفاده کرد.

The detective found a smear of blood on the doorknob.

مامور پلیس یک لکه خون روی دستگیره در پیدا کرد.

نمونه‌های واقعی

Is there a white smear at the bottom?

آیا یک لکه سفید در پایین وجود دارد؟

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

The peripheral blood smear shows microcytic, or small, and hypochromic, or pale, RBCs.

ماژه‌کردن خون محیطی نشان می‌دهد که گلبول‌های قرمز کوچک (ریزوسیتی) یا کم‌رنگ (هیپوکرومیک) هستند.

منبع: Osmosis - Genetics

And that dude, he invented an app for trashing your friends called app smear.

و آن مرد، او برنامه ای برای خراب کردن دوستانتان به نام برنامه ماژه‌کردن اختراع کرد.

منبع: Modern Family - Season 08

Biden has no such plan, and the Biden campaign has been calling this a smear.

بایدن چنین برنامه ای ندارد و کمپین بایدن این را یک ماژه‌کردن می‌نامد.

منبع: NPR News July 2020 Compilation

You'd be flattened into a greasy smear.

شما به یک لکه چربی تبدیل خواهید شد.

منبع: Crash Course Astronomy

I know. What started as a pap smear turned into a date.

می‌دانم. آنچه با یک آزمایش پاپ شروع شد، به یک قرار ملاقات تبدیل شد.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

Investigation should include a complete blood count, peripheral blood smear and iron studies.

بررسی باید شامل شمارش کامل خون، ماژه‌کردن خون محیطی و آزمایشات آهن باشد.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

The politician was smeared by his opponent's accusations.

آن سیاستمدار به دلیل اتهامات رقیبش مورد ماژه‌کردن قرار گرفت.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

You've done a mustard smear, like, that is so bad. - It needed a flourish. - Okay.

شما یک ماژه‌کردن خردل انجام داده‌اید، مثل اینکه خیلی بد است. - به یک تزئین نیاز داشت. - باشه.

منبع: Gourmet Base

It looks like the smearing campaign has heavily backfired.

به نظر می‌رسد کمپین ماژه‌کردن به شدت با شکست مواجه شده است.

منبع: Technology Trends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید