speak candidly
سخنرانی صادقانه
answer candidly
پاسخ صادقانه بدهید
She spoke candidly about her struggles with anxiety.
او به طور صادقانه در مورد مشکلات اضطراب خود صحبت کرد.
He answered the questions candidly without hesitation.
او بدون معطلی به طور صادقانه به سؤالات پاسخ داد.
It's important to communicate candidly in a relationship.
در یک رابطه، برقراری ارتباط صادقانه مهم است.
The employee was praised for his candidly honest feedback.
از کارمند به خاطر بازخورد صادقانه و صادقانه او قدردانی شد.
She appreciated her friend's candidly blunt advice.
او از نصیحت رک و پوستکلاگهاش دوستش قدردانی کرد.
The politician spoke candidly about the challenges facing the country.
سیاستمدار به طور صادقانه در مورد چالش های پیش روی کشور صحبت کرد.
He shared his opinions candidly during the meeting.
او نظرات خود را به طور صادقانه در طول جلسه به اشتراک گذاشت.
The author writes candidly about her personal experiences.
نویسنده به طور صادقانه در مورد تجربیات شخصی خود می نویسد.
The therapist encouraged her to speak candidly about her feelings.
درمانگر او را تشویق کرد تا در مورد احساسات خود به طور صادقانه صحبت کند.
The documentary features interviews with people speaking candidly about their struggles.
فیلم مستند شامل مصاحتی با افرادی است که به طور صادقانه در مورد مشکلات خود صحبت می کنند.
Yeah. I mean, she has talked about this very candidly.
بله. من میخواهم بگویم که او در این مورد بسیار رک و پوستکنده صحبت کرده است.
منبع: Financial Times" I am thoroughly perplexed, " she said candidly.
"من کاملاً گیج شده ام،" او رک و پوستکنده گفت.
منبع: Returning Home" He could do better, " said Grandma candidly.
"او میتوانست بهتر انجام دهد،" مادربزرگ به طور رک و پوستکنده گفت.
منبع: Gone with the WindOve answered candidly that he'd never given it much thought.
اووه به طور رک و پوستکنده پاسخ داد که هرگز به آن زیاد فکر نکرده است.
منبع: A man named Ove decides to die.He invited CNN's crew in and spoke candidly about the closure of his orphanage.
او خدمه CNN را دعوت کرد و به طور رک و پوستکنده در مورد تعطیلی یتیمخانهاش صحبت کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2018 CollectionI may tell you candidly that the place is not in Shropshire.
ممکن است به شما بگویم که به طور رک و پوستکنده آن مکان در شروپشر واقع نیست.
منبع: The full text of "不可儿戏" is not available for translation.Timmy, let me answer you candidly.
تیمی، اجازه دهید به شما به طور رک و پوستکنده پاسخ دهم.
منبع: MBTI Personality Types GuideThen she shrugged and let go of her lip and smiled at me candidly.
سپس او سرش را تکان داد و از لبش دست کشید و به طور رک و پوستکنده به من لبخند زد.
منبع: Goodbye, My Love (Part 1)I candidly own that I have modified my views a little, in deference to you; and it should satisfy you.
من به طور رک و پوستکنده اعتراف میکنم که کمی نظراتم را به احترام شما تغییر دادهام؛ و باید شما را راضی کند.
منبع: Returning HomeHe looked candidly up at Mr Spang.
او به طور رک و پوستکنده به بالا به آقای اسپنگ نگاه کرد.
منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)speak candidly
سخنرانی صادقانه
answer candidly
پاسخ صادقانه بدهید
She spoke candidly about her struggles with anxiety.
او به طور صادقانه در مورد مشکلات اضطراب خود صحبت کرد.
He answered the questions candidly without hesitation.
او بدون معطلی به طور صادقانه به سؤالات پاسخ داد.
It's important to communicate candidly in a relationship.
در یک رابطه، برقراری ارتباط صادقانه مهم است.
The employee was praised for his candidly honest feedback.
از کارمند به خاطر بازخورد صادقانه و صادقانه او قدردانی شد.
She appreciated her friend's candidly blunt advice.
او از نصیحت رک و پوستکلاگهاش دوستش قدردانی کرد.
The politician spoke candidly about the challenges facing the country.
سیاستمدار به طور صادقانه در مورد چالش های پیش روی کشور صحبت کرد.
He shared his opinions candidly during the meeting.
او نظرات خود را به طور صادقانه در طول جلسه به اشتراک گذاشت.
The author writes candidly about her personal experiences.
نویسنده به طور صادقانه در مورد تجربیات شخصی خود می نویسد.
The therapist encouraged her to speak candidly about her feelings.
درمانگر او را تشویق کرد تا در مورد احساسات خود به طور صادقانه صحبت کند.
The documentary features interviews with people speaking candidly about their struggles.
فیلم مستند شامل مصاحتی با افرادی است که به طور صادقانه در مورد مشکلات خود صحبت می کنند.
Yeah. I mean, she has talked about this very candidly.
بله. من میخواهم بگویم که او در این مورد بسیار رک و پوستکنده صحبت کرده است.
منبع: Financial Times" I am thoroughly perplexed, " she said candidly.
"من کاملاً گیج شده ام،" او رک و پوستکنده گفت.
منبع: Returning Home" He could do better, " said Grandma candidly.
"او میتوانست بهتر انجام دهد،" مادربزرگ به طور رک و پوستکنده گفت.
منبع: Gone with the WindOve answered candidly that he'd never given it much thought.
اووه به طور رک و پوستکنده پاسخ داد که هرگز به آن زیاد فکر نکرده است.
منبع: A man named Ove decides to die.He invited CNN's crew in and spoke candidly about the closure of his orphanage.
او خدمه CNN را دعوت کرد و به طور رک و پوستکنده در مورد تعطیلی یتیمخانهاش صحبت کرد.
منبع: CNN 10 Student English February 2018 CollectionI may tell you candidly that the place is not in Shropshire.
ممکن است به شما بگویم که به طور رک و پوستکنده آن مکان در شروپشر واقع نیست.
منبع: The full text of "不可儿戏" is not available for translation.Timmy, let me answer you candidly.
تیمی، اجازه دهید به شما به طور رک و پوستکنده پاسخ دهم.
منبع: MBTI Personality Types GuideThen she shrugged and let go of her lip and smiled at me candidly.
سپس او سرش را تکان داد و از لبش دست کشید و به طور رک و پوستکنده به من لبخند زد.
منبع: Goodbye, My Love (Part 1)I candidly own that I have modified my views a little, in deference to you; and it should satisfy you.
من به طور رک و پوستکنده اعتراف میکنم که کمی نظراتم را به احترام شما تغییر دادهام؛ و باید شما را راضی کند.
منبع: Returning HomeHe looked candidly up at Mr Spang.
او به طور رک و پوستکنده به بالا به آقای اسپنگ نگاه کرد.
منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید