cantaloupe

[ایالات متحده]/ˈkæn.tə.luːp/
[بریتانیا]/kan-ta-ˌloʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی خربزه شیرین با پوست مشبک و گوشت نارنجی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cantaloupe slice

قطعه هندوانه

cantaloupe salad

سالاد هندوانه

cantaloupe juice

آب هندوانه

cantaloupe smoothie

اسموتی هندوانه

cantaloupe bowl

بشقاب هندوانه

cantaloupe flavor

طعم هندوانه

cantaloupe chunks

تکه‌های هندوانه

cantaloupe dessert

دسر هندوانه

cantaloupe cubes

مکعب‌های هندوانه

cantaloupe dip

دپ هندوانه

جملات نمونه

i enjoy eating cantaloupe in the summer.

من از خوردن طالبی در تابستان لذت می برم.

cantaloupe is a great source of vitamins.

طالبی منبع خوبی از ویتامین ها است.

she made a refreshing cantaloupe smoothie.

او یک اسموتی طالبی خنک و با طراوت درست کرد.

we served cantaloupe at the picnic.

ما طالبی را در پیک نیک سرو کردیم.

cantaloupe pairs well with prosciutto.

طالبی با پرسوتو خوب می شود.

you can add cantaloupe to your fruit salad.

شما می توانید طالبی را به سالاد میوه خود اضافه کنید.

cantaloupe is often used in desserts.

طالبی اغلب در دسرها استفاده می شود.

he bought a ripe cantaloupe from the market.

او یک طالبی رسیده از بازار خرید.

she prefers cantaloupe over honeydew.

او ترجیح می دهد طالبی را به گلابی عسلی.

cantaloupe seeds can be roasted for a snack.

می توان دانه های طالبی را برای میان وعده تست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید