cantilevered

[ایالات متحده]/kænˈtɪlɪvəd/
[بریتانیا]/kan-til-i-ver-ed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یک انتها پشتیبانی شده و انتهای دیگر آزاد برای بیرون آمدن؛ بیرون آمدن از یک پشتیبانی.

عبارات و ترکیب‌ها

cantilevered beam

سازه آویز

cantilevered deck

عرشه آویز

cantilevered roof

سقف آویز

cantilevered structure

ساختار آویز

cantilevered balcony

بالکن آویز

cantilevered floor

کف آویز

cantilevered walkway

راهرو آویز

cantilevered shelf

قفسه آویز

cantilevered sign

تابلو آویز

cantilevered seating

صندلی آویز

جملات نمونه

the architect designed a cantilevered balcony that extended over the garden.

معمار یک بالکن آویزان طراحی کرد که روی باغ گسترش یافته بود.

they admired the cantilevered roof of the modern building.

آنها سقف آویزان ساختمان مدرن را تحسین کردند.

the cantilevered bridge allows for a wider span over the river.

پل آویزان به دامنه وسیع تری روی رودخانه اجازه می دهد.

his cantilevered desk design maximizes workspace in a small room.

طراحی میز آویزان او فضای کاری را در یک اتاق کوچک به حداکثر می رساند.

the cantilevered shelf was perfect for displaying the collection.

قفسه آویزان برای نمایش مجموعه عالی بود.

they installed cantilevered seating on the terrace for better views.

آنها صندلی های آویزان را روی تراس برای دید بهتر نصب کردند.

the cantilevered design of the staircase creates an illusion of floating.

طراحی پله آویزان، توهم شناور بودن را ایجاد می کند.

she was fascinated by the cantilevered structures in the art exhibit.

او مجذوب سازه های آویزان در نمایشگاه هنری بود.

the cantilevered patio provides shade without obstructing the view.

حیاط خلوت آویزان سایه ایجاد می کند بدون اینکه مانع دید شود.

engineers often use cantilevered beams to support large loads.

مهندسان اغلب از تیرهای آویزان برای تحمل بار زیاد استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید