capillaries

[ایالات متحده]/ˈkæpɪlərɪz/
[بریتانیا]/kap-ə-ler-eez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رگ‌های خونی کوچک که شریان‌ها و سیاهرگ‌ها را متصل می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

blood capillaries

مویرگ‌های خونی

capillaries network

شبکه مویرگی

capillaries function

عملکرد مویرگ‌ها

capillaries exchange

تبادلات مویرگی

capillaries diameter

قطر مویرگ‌ها

capillaries pressure

فشار مویرگی

capillaries permeability

نفوذپذیری مویرگ‌ها

capillaries blood flow

جریان خون مویرگی

capillaries oxygen

اکسیژن مویرگی

capillaries nutrients

مواد مغذی مویرگی

جملات نمونه

capillaries are essential for nutrient exchange in the body.

مویرگ‌ها برای تبادل مواد مغذی در بدن ضروری هستند.

blood flows from arteries to capillaries and then to veins.

خون از شریان‌ها به مویرگ‌ها و سپس به وریدهای جریان دارد.

capillaries have thin walls that allow for easy diffusion.

مویرگ‌ها دیوارهایی نازک دارند که به راحتی امکان انتشار را فراهم می‌کنند.

inflammation can cause capillaries to become more permeable.

التهاب می‌تواند باعث شود مویرگ‌ها بیشتر نفوذپذیر شوند.

capillaries play a crucial role in the circulatory system.

مویرگ‌ها نقش مهمی در سیستم گردش خون ایفا می‌کنند.

the exchange of gases occurs in the capillaries of the lungs.

تبادل گازها در مویرگ‌های ریه رخ می‌دهد.

capillaries connect arterioles and venules in the body.

مویرگ‌ها ارتباطی بین آرترتیول‌ها و ونیول‌ها در بدن ایجاد می‌کنند.

diseases can affect the function of capillaries.

بیماری‌ها می‌توانند بر عملکرد مویرگ‌ها تأثیر بگذارند.

capillaries are the smallest blood vessels in the human body.

مویرگ‌ها کوچکترین عروق خونی در بدن انسان هستند.

increased capillary density can improve muscle performance.

افزایش تراکم مویرگی می‌تواند عملکرد عضلات را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید