veins visible
آروارههای قابل دید
veins bulging
آروارههای پر فشار
veins pulsing
آروارههای لرزشدار
veined marble
مرمر دارای آرواره
veins swell
آروارهها گرم میشوند
veins darken
آروارهها تاریک میشوند
veins branch
آروارهها شاخههایی میگیرند
veins carry
آروارهها حمل میکنند
veins throb
آروارهها لرزش میکنند
veins radiate
آروارهها اشعه میتابانند
the doctor examined her hands to check the veins.
پزشک دستهای او را برای بررسی رگهای خونی بررسی کرد.
blue veins were visible on his pale arms.
رگهای آبی روی بازویش که خیلی خاکستری بود، دیده میشد.
she had a port placed to access her veins for chemotherapy.
او یک پورت برای دسترسی به رگهای خونیاش برای درمان شیمیدرمانی قرار داد.
the intricate network of veins carried blood throughout the body.
شبکه پیچیدهای از رگهای خونی خون را در تمام بدن حمل میکرد.
he felt a throbbing sensation in his wrist veins.
او احساس تپش در رگهای دستپایش را داشت.
the phlebotomist carefully inserted the needle into her veins.
آموزشدهنده رگهای خونی به دقت سرنیک را در رگهای او فرو برد.
varicose veins are a common problem, especially in older adults.
رگهای گوشتی یک مشکل رایج است، به ویژه در افراد پیرتر.
the artist skillfully painted the veins on the apple.
هنرمند به خوبی رگهای سیب را نقاشی کرد.
he traced the map, following the river veins across the land.
او نقشه را دنبال کرد و رگهای رودخانه را در سراسر زمین دنبال کرد.
she massaged her temples to relieve the pressure in her veins.
او فکهای خود را ماساژ داد تا فشار در رگهای خود را کاهش دهد.
the surgeon needed to identify the patient's veins before the operation.
جراح نیاز داشت قبل از عمل رگهای بیمار را شناسایی کند.
veins visible
آروارههای قابل دید
veins bulging
آروارههای پر فشار
veins pulsing
آروارههای لرزشدار
veined marble
مرمر دارای آرواره
veins swell
آروارهها گرم میشوند
veins darken
آروارهها تاریک میشوند
veins branch
آروارهها شاخههایی میگیرند
veins carry
آروارهها حمل میکنند
veins throb
آروارهها لرزش میکنند
veins radiate
آروارهها اشعه میتابانند
the doctor examined her hands to check the veins.
پزشک دستهای او را برای بررسی رگهای خونی بررسی کرد.
blue veins were visible on his pale arms.
رگهای آبی روی بازویش که خیلی خاکستری بود، دیده میشد.
she had a port placed to access her veins for chemotherapy.
او یک پورت برای دسترسی به رگهای خونیاش برای درمان شیمیدرمانی قرار داد.
the intricate network of veins carried blood throughout the body.
شبکه پیچیدهای از رگهای خونی خون را در تمام بدن حمل میکرد.
he felt a throbbing sensation in his wrist veins.
او احساس تپش در رگهای دستپایش را داشت.
the phlebotomist carefully inserted the needle into her veins.
آموزشدهنده رگهای خونی به دقت سرنیک را در رگهای او فرو برد.
varicose veins are a common problem, especially in older adults.
رگهای گوشتی یک مشکل رایج است، به ویژه در افراد پیرتر.
the artist skillfully painted the veins on the apple.
هنرمند به خوبی رگهای سیب را نقاشی کرد.
he traced the map, following the river veins across the land.
او نقشه را دنبال کرد و رگهای رودخانه را در سراسر زمین دنبال کرد.
she massaged her temples to relieve the pressure in her veins.
او فکهای خود را ماساژ داد تا فشار در رگهای خود را کاهش دهد.
the surgeon needed to identify the patient's veins before the operation.
جراح نیاز داشت قبل از عمل رگهای بیمار را شناسایی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید