capriciously

[ایالات متحده]/kə'priʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز غیرقابل پیش‌بینی

عبارات و ترکیب‌ها

behave capriciously

رفتار کردن به شکل غیرقابل پیش‌بینی

جملات نمونه

She changed her mind capriciously at the last minute.

او در آخرین لحظه به طور خودسرانه نظر خود را تغییر داد.

He spent his money capriciously on unnecessary things.

او به طور خودسرانه پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج کرد.

The cat moved capriciously around the room, chasing shadows.

گربه به طور خودسرانه در اطراف اتاق حرکت کرد و سایه‌ها را تعقیب کرد.

Her decisions were made capriciously without much thought.

تصمیمات او به طور خودسرانه و بدون فکر زیاد گرفته شد.

The child capriciously picked out his favorite toy from the shelf.

کودک به طور خودسرانه اسباب بازی مورد علاقه خود را از قفسه انتخاب کرد.

He capriciously changed the topic of conversation multiple times.

او چندین بار به طور خودسرانه موضوع گفتگو را تغییر داد.

The weather can change capriciously in this region.

هوا در این منطقه می تواند به طور غیرقابل پیش بینی تغییر کند.

The dictator ruled capriciously, making decisions without consulting anyone.

دیکتاتور به طور خودسرانه حکومت کرد و بدون مشورت با کسی تصمیمی گرفت.

She dressed capriciously, mixing patterns and colors with abandon.

او به طور خودسرانه لباس پوشید و الگوها و رنگ ها را با بی باکی ترکیب کرد.

The artist painted capriciously, letting his emotions guide his brushstrokes.

هنرمند به طور خودسرانه نقاشی کرد و اجازه داد احساساتش هدایت ضربات قلم مویش را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید