carafe

[ایالات متحده]/kə'ræf/
[بریتانیا]/kə'ræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف شیشه‌ای برای سرو آب یا شراب
Word Forms
جمعcarafes

عبارات و ترکیب‌ها

glass carafe

قدح شیشه‌ای

serving carafe

قدح سرویس

table carafe

قدح رومیزی

جملات نمونه

their meal arrived, together with a carafe of red wine.

وعده غذایی آنها همراه با یک بطری قرمز شراب رسید.

pour water into the carafe

آب را در بطری بریزید.

serve wine from the carafe

شراب را از بطری سرو کنید.

place the carafe on the table

بطری را روی میز قرار دهید.

fill the carafe with fresh juice

بطری را با آب میوه تازه پر کنید.

use a carafe for serving drinks

از بطری برای سرو نوشیدنی استفاده کنید.

clean the carafe after use

بطری را بعد از استفاده تمیز کنید.

keep the carafe in the fridge

بطری را در یخچال نگه دارید.

a glass carafe for serving beverages

یک بطری شیشه ای برای سرو نوشیدنی.

the elegant design of the carafe

طراحی ظریف بطری.

a crystal carafe for wine

یک بطری کریستالی برای شراب.

نمونه‌های واقعی

Stop it! I cried; pull yourself together! and I poured out some water from a carafe.

بگو! من فریاد زدم؛ خودت را جمع کن! و من مقداری آب از یک پاراچه ریختم.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

" A small carafe of vodka, very cold, " ordered Bond.

" یک پاراچه کوچک ودکا، خیلی سرد، " باند سفارش داد.

منبع: Casino Royale of the 007 series

I seized a carafe from a side-table and rushed to his aid.

من یک پاراچه از یک میز کنار و به سرعت به کمک او شتافتم.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Volume 1)

The little carafe of vodka had arrived in its bowl of crushed ice and Bond filled their glasses.

پاراچه کوچک ودکا در کاسه یخ خرد شده رسیده بود و باند لیوان های آنها را پر کرد.

منبع: Casino Royale of the 007 series

She rallied, however, on drinking a glass of water which I quietly poured out for her from a Venetian carafe upon the side-table.

با این حال، او دوباره قدرت گرفت، وقتی یک لیوان آب را که من به آرامی برای او از یک پاراچه ونیزی روی میز کنار ریختم، نوشید.

منبع: The Sign of the Four

In France, a free carafe of tap water is either on the table or will be quickly if you ask.

در فرانسه، یک پاراچه رایگان آب لوله کشی یا روی میز است یا به سرعت در صورت درخواست شما.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

The smoking-room was almost empty and they chose a small table away from the platform where the Chief Steward was laying out the auctioneer's paraphernalia, the box for the numbered slips, the hammer, the carafe of water.

اتاق سیگار تقریباً خالی بود و آنها یک میز کوچک را دور از سکویی انتخاب کردند که متصدی ارشد وسایل حراج، جعبه برای برگه های شماره دار، چکش، پاراچه آب را در حال چیدمان بود.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)

Over by the window was an incongruous-looking throne-like chair in carved oak with a red velvet seat, a low table on which stood an empty water carafe and two glasses, and a light arm-chair with a round cane seat and no cushion.

بالای پنجره یک صندلی شبیه تخت با ظاهری ناهمگون در چوب حکاکی شده با صندلی مخملی قرمز، یک میز کوتاه که روی آن یک پاراچه آب خالی و دو لیوان وجود داشت و یک صندلی راحتی با صندلی حصیری گرد و بدون بالش وجود داشت.

منبع: Casino Royale of the 007 series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید