decanter

[ایالات متحده]/dɪ'kæntə/
[بریتانیا]/dɪ'kæntɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف شیشه‌ای برای نگهداری و سرو شراب یا مایعات دیگر؛ دستگاهی که برای جدا کردن رسوبات از مایعات استفاده می‌شود؛ ظرفی که برای ریختن مایعات بدون ریختن استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdecanters

عبارات و ترکیب‌ها

Crystal decanter

جا لیوانی کریستالی

Wine decanter

جا مای / پارا ویسکی

جملات نمونه

She carefully poured the wine from the decanter into the glasses.

او با دقت شراب را از جاویزه ای به لیوان ها ریخت.

The decanter was filled with aged whiskey, ready to be served.

جاویزه ای پر از ویسکی کهنه بود که آماده سرویس بود.

He swirled the red wine in the decanter before tasting it.

او قبل از چشیدن، شراب قرمز را در جاویزه ای چرخاند.

The crystal decanter sparkled under the dim light of the dining room.

جاویزه ای بلوری در نور کم اتاق غذاخوری می درخشید.

The decanter on the sideboard was a family heirloom passed down for generations.

جاویزه ای روی میز عسلی یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل شده بود.

She used a decanter to aerate the wine and enhance its flavors.

او از یک جاویزه ای برای هوا رسانی شراب و افزایش طعم آن استفاده کرد.

The decanter had an elegant design, making it a beautiful centerpiece on the table.

جاویزه ای دارای طراحی ظریف بود که آن را به یک قطعه مرکزی زیبا روی میز تبدیل کرد.

He carefully washed the decanter to remove any residue from the previous use.

او با دقت جاویزه ای را برای از بین بردن هرگونه باقی مانده از استفاده قبلی شست.

The decanter added a touch of sophistication to the dinner table setting.

جاویزه ای کمی از پیچیدگی را به چیدمان میز شام اضافه کرد.

نمونه‌های واقعی

Now, let me show you the decanters.

حالا اجازه دهید پاراویان را به شما نشان دهم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

So you have a bottle of wine here and this is a decanter.

پس شما یک بطری شراب اینجا دارید و این یک پاراویه.

منبع: Connection Magazine

He picked up the decanter and sloshed a glassful, untidily.

او پاراویه را برداشت و به طور نامرتب یک لیوان پر از آن را ریخت.

منبع: Gone with the Wind

You may be asked to place the decanter on the table, usually around the third or fourth glass.

ممکن است از شما خواسته شود که پاراویه را روی میز قرار دهید، معمولاً در حدود لیوان سوم یا چهارم.

منبع: Victoria Kitchen

Campbell's prints were on the decanter of scotch.

اثر انگشت کمپبل روی پاراویه اسکاچ بود.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

He released her abruptly and made a weaving way back toward the decanter.

او ناگهان او را آزاد کرد و به سمت پاراویه به طور مارپیچ بازگشت.

منبع: Gone with the Wind

On the table on the silver tray stood the decanter with cut-glass stopper out, surrounded by glasses.

روی میز، روی سینی نقره ای، پاراویه با درب شیشه ای بریده شده قرار داشت که در میان لیوان ها قرار داشت.

منبع: Gone with the Wind

" Take the decanter and fill it" .

« پاراویه را بردارید و آن را پر کنید.

منبع: The Sound and the Fury

When asked what he supposed Tisdall wanted a decanter for, the informant said that it was a grand weapon.

وقتی از او پرسیده شد که تصور می کند تیسدال چه می خواست، یک پاراویه، مطلع گفت که یک سلاح بزرگ است.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

Just listen, my girl: I'm like this decanter, I don't budge.

فقط گوش کن، دخترم: من مثل این پاراویه ام، تکان نمی خورم.

منبع: Women's Paradise (Middle)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید