carbonated

[ایالات متحده]/ˈkɑː.bə.neɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈkɑːr.bə.neɪ.tɪd/

ترجمه

adj. حاوی گاز دی‌اکسید کربن محلول؛ گازدار، دارای گازدار شدن (به عنوان مثال، نوشیدنی‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

carbonated water

آب گازدار

carbonated beverage

نوشیدنی گازدار

carbonated drink

نوشیدنی گازدار

highly carbonated

بسیار گازدار

slightly carbonated

کمی گازدار

carbonated soda

سوئینگ گازدار

carbonated flavor

طعم گازدار

freshly carbonated

تازه‌گازدار

carbonated bubbles

حباب‌های گازدار

جملات نمونه

i enjoy a cold, carbonated beverage on a hot day.

من از نوشیدن یک نوشیدنی سرد و گازدار در یک روز گرم لذت می برم.

the carbonated water had a refreshing fizz.

آب گازدار طعم و مزه ای دلپذیر و با طراوت داشت.

she prefers carbonated drinks over still water.

او نوشیدنی های گازدار را به آب بدون گاز ترجیح می دهد.

the carbonated cocktail was surprisingly delicious.

کوکتل گازدار به طرز شگفت انگیزی خوشمزه بود.

he ordered a carbonated soda with his lunch.

او یک نوشابه گازدار با غذای خود سفارش داد.

the carbonated juice was a popular choice.

آب میوه گازدار یک انتخاب محبوب بود.

we tried a new carbonated flavor of sparkling cider.

ما یک طعم جدید گازدار سیب درخشان را امتحان کردیم.

the carbonated bath felt luxurious and bubbly.

حمام گازدار حس لوکس و پر حباب داشت.

the restaurant offered a variety of carbonated options.

رستوران انواع گزینه های گازدار ارائه می داد.

the carbonated beverage container was sealed tightly.

ظرف نوشیدنی گازدار به خوبی مهر و موم شده بود.

he likes the tingling sensation of carbonated drinks.

او از حس گزگز نوشیدنی های گازدار لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید