cardio

[ایالات متحده]/ˈkɑːrdi.oʊ/
[بریتانیا]/kar-dee-oh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرینات هوازی، تمرینات قلبی عروقی
pref. مربوط به قلب

عبارات و ترکیب‌ها

cardio workout

تمرینات هوازی

cardio exercise

ورزش هوازی

cardio routine

برنامه هوازی

cardio session

جلسه هوازی

cardio training

آموزش هوازی

cardio machine

دستگاه هوازی

cardio class

کلاس هوازی

cardio fitness

تناسب اندام هوازی

cardio health

سلامتی هوازی

cardio plan

برنامه هوازی

جملات نمونه

cardio exercises are essential for heart health.

تمرینات کاردیو برای سلامت قلب ضروری هستند.

i enjoy doing cardio workouts every morning.

من از انجام تمرینات کاردیو هر صبح لذت می برم.

incorporating cardio into your routine can boost your stamina.

گنجاندن کاردیو در برنامه روزانه شما می تواند استقامت شما را افزایش دهد.

running is a popular form of cardio.

دویدن یک فرم محبوب از کاردیو است.

she prefers high-intensity cardio sessions.

او ترجیح می دهد جلسات کاردیو با شدت بالا انجام دهد.

cardio can help with weight loss and management.

کاردیو می تواند به کاهش وزن و مدیریت آن کمک کند.

many people listen to music while doing cardio.

بسیاری از مردم در حین انجام کاردیو به موسیقی گوش می دهند.

cardio training can improve your overall fitness level.

تمرینات کاردیو می تواند سطح تناسب اندام کلی شما را بهبود بخشد.

it's important to vary your cardio workouts for best results.

برای دستیابی به بهترین نتایج، مهم است که تمرینات کاردیو خود را متنوع کنید.

swimming is an excellent low-impact cardio exercise.

شنا یک ورزش کاردیو با ضربه کم عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید