carriage

[ایالات متحده]/ˈkærɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈkærɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه چهارچرخ که برای حمل و نقل استفاده می‌شود؛ محفظه وسیله نقلیه؛ رفتار، روش.
Word Forms
جمعcarriages

عبارات و ترکیب‌ها

horse-drawn carriage

درشکه

baby carriage

گردشگر نوزاد

carriage ride

سوار شدن در واگن

luxury carriage

واگن لوکس

carriage rental

اجاره واگن

carriage return

بازگشت واگن

carriage way

جاده واگن

railway carriage

واگن ریلی

water carriage

واگن آبی

conditions of carriage

شرایط حمل و نقل

carriage contract

قرارداد واگن

slide carriage

واگن سر خورد

جملات نمونه

the carriage of a typewriter.

حمل‌کردن یک ماشین تحریر.

The carriage left a trail of dust.

درشکه رد غباری از خود به جا گذاشت.

push a baby carriage;

یک گهسار بچه را هل دادن;

a carriage with a team of six horses

یک درشکه با گروهی از شش اسب

a carriage house; the lion house at the zoo.

خانه درشکه؛ خانه شیر در باغ وحش.

the carriage was pulled by four horses.

درشکه توسط چهار اسب کشیده می‌شد.

He paid the carriage hire to the driver.

او هزینه اجاره درشکه را به راننده پرداخت کرد.

The carriage was spinning along at a good speed.

درشکه با سرعت خوبی در حال چرخیدن بود.

carriage after carriage shocked fiercely against the engine.

درشکه به درشکه، با خشونت به شدت به موتور برخورد کرد.

the banging carriages of electric typewriters.

درشکه‌های کوبنده ماشین تحریرهای برقی.

in the days when a horseless carriage was the talk of the town.

در روزهایی که یک درشکه بدون اسب موضوع شهر بود.

the sun flickered in the carriage like a pyrotechnic display.

نور خورشید در درشکه مانند یک نمایش آتش‌بازی چشمک می‌زد.

We'll be sitting in the second carriage from the bottom of the train.

ما در واگن دوم از پایین قطار خواهیم نشست.

Because of the large crowd in the street the carriage was unable to pass.

به دلیل جمعیت زیاد در خیابان، درشکه نتوانست عبور کند.

They coupled the carriages of the train together.

آنها واگن‌های قطار را به هم متصل کردند.

The carriage can post from London to Bath in only two days.

درشکه می‌تواند در عرض دو روز از لندن به بات پست کند.

Her carriage and diction were always faultless.

حرف و گفتار او همیشه بی‌عیب بود.

her carriage was graceful, her movements quick and deft.

حرف و گفتار او زیبا بود، حرکاتش سریع و ماهرانه.

customs men had searched the carriages for contraband.

مأموران گمرک واگن‌ها را به دنبال کالای قاچاق جستجو کرده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید