carver

[ایالات متحده]/ˈkɑ:və/
[بریتانیا]/ˈkɑrvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجسمه ساز، کسی که حکاکی می کند؛ کسی که گوشت را برش می زند، برش زن گوشت
Word Forms
جمعcarvers

عبارات و ترکیب‌ها

wood carver

حکاک چوب

stone carver

حکاک سنگ

expert carver

حکاک ماهر

جملات نمونه

Carver, who was black, was born in Missouri in 1864.

کارور، که سیاه پوست بود، در ایالت میزوری در سال 1864 متولد شد.

One of the most famous artists was the English carver Grinling Gibbons.

یکی از مشهورترین هنرمندان، مجسمه‌ساز انگلیسی به نام گرینلینگ گیبونز بود.

George Washington Carver and Thomas Alva Edison were American scientists who were born during the nineteenth century.

جرج واشنگتن کارور و توماس آلوا ادیسون دانشمندانی آمریکایی بودند که در قرن نوزدهم متولد شدند.

The wood carver skillfully carved intricate designs into the furniture.

مجسمه‌ساز چوب با مهارت طرح‌های پیچیده را روی مبلمان حکاکی کرد.

She hired a professional stone carver to create a monument for the park.

او یک مجسمه‌ساز سنگی حرفه‌ای استخدام کرد تا برای پارک یک بنای یادبود ایجاد کند.

The skilled carver sculpted a beautiful statue out of marble.

مجسمه‌ساز ماهر یک مجسمه زیبا از مرمر ساخت.

The master carver demonstrated his talent by creating intricate patterns on the wooden panel.

استاد مجسمه‌ساز با ایجاد الگوهای پیچیده روی پنل چوبی، استعداد خود را نشان داد.

The traditional art of fruit and vegetable carving requires precision and patience from the carver.

هنر سنتی کنده‌کاری میوه و سبزیجات نیاز به دقت و صبر از طرف مجسمه‌ساز دارد.

The skilled carver used a chisel and mallet to shape the piece of wood into a beautiful sculpture.

مجسمه‌ساز ماهر از چکش و پتک برای شکل دادن به قطعه چوب به یک مجسمه زیبا استفاده کرد.

The talented ice carver created stunning sculptures for the winter festival.

مجسمه‌ساز یخی با استعداد مجسمه‌های خیره‌کننده برای جشنواره زمستانی ایجاد کرد.

The intricate details of the hand-carved jewelry showcase the carver's skill and artistry.

جزئیات پیچیده جواهرات دست ساز، مهارت و هنر مجسمه‌ساز را نشان می‌دهد.

The wood carver used a variety of tools to create a detailed relief carving on the wooden panel.

مجسمه‌ساز چوب از ابزارهای مختلف برای ایجاد یک حکاکی برجسته دقیق روی پنل چوبی استفاده کرد.

The master carver's workshop was filled with the aroma of freshly carved wood.

کارگاه استاد مجسمه‌ساز پر از عطر چوب تازه حکاکی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید