cascades

[ایالات متحده]/[ˈkæskeɪd]/
[بریتانیا]/[ˈkæskeɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به آبشار (cascade).
n. مجموعه‌ای از آبشارها یا نزول تند؛ افزایش سریع و چشمگیر.
v. به صورت مجموعه‌ای از جهش‌ها یا سقوط‌ها جاری شدن؛ به سرعت افزایش یافتن.
Word Forms
جمعcascadess

عبارات و ترکیب‌ها

cascades of data

Persian_translation

cascades down

Persian_translation

cascades into

Persian_translation

cascaded water

Persian_translation

cascades over

Persian_translation

جملات نمونه

the waterfall cascades down the rocky cliff face.

آبشار از دل صخره سرازیر می‌شود.

a series of cascading events led to the company's downfall.

یک سری از وقایع متوالی منجر به سقوط شرکت شد.

sunlight cascades through the stained-glass windows.

نور خورشید از میان پنجره‌های شیشه‌ای رنگی سرازیر می‌شود.

the music cascades beautifully from the speakers.

موسیقی به زیبایی از بلندگوها سرازیر می‌شود.

a cascade of laughter filled the room.

بارانی از خنده اتاق را پر کرد.

the river cascades over the rocks, creating a soothing sound.

رودخانه از روی سنگ‌ها سرازیر می‌شود و صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کند.

he experienced a cascade of emotions after hearing the news.

او پس از شنیدن خبر، طوفانی از احساسات را تجربه کرد.

the data cascades into a central database for analysis.

داده‌ها به یک پایگاه داده مرکزی برای تجزیه و تحلیل سرازیر می‌شوند.

a cascade of applause erupted after the performance.

پس از اجرا، طوفانی از تشویق‌ها به وجود آمد.

the snow cascades from the roof during the winter months.

در طول ماه‌های زمستان، برف از روی سقف سرازیر می‌شود.

the cascading effect of the policy changes was significant.

اثر متوالی تغییرات سیاست‌ها قابل توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید