the river rushes
رودخانه به سرعت جریان دارد
blood rushes
خون به جریان میافتد
head rushes
سر گیجه میگیرد
rushes in
وارد میشود
rushes out
بیرون میریزد
rushing water
آب خروشان
rushes forward
به جلو میخزد
rushes by
کنار میگذرد
rushes down
به پایین میخزد
rushes of wind
وزش باد
the river rushes through the narrow canyon.
رودخانه با سرعت در میان دره باریک جریان دارد.
she rushes to catch the departing train.
او برای گرفتن قطار در حال حرکت عجله میکند.
a sudden rush of adrenaline surged through him.
ناگهان، هجوم آدرنالین از وجود او عبور کرد.
the company rushes to meet the deadline.
شرکت برای رسیدن به مهلت مقرر عجله میکند.
he rushes to answer the phone when it rings.
او برای پاسخ دادن به تلفن عجله میکند وقتی زنگ میخورد.
a rush of customers filled the store.
هجوم مشتریان مغازه را پر کرد.
the water rushes down the hillside after the rain.
آب پس از باران در دامنه تپه به سرعت جریان دارد.
she rushes to finish her homework before dinner.
او برای اتمام تکالیفش قبل از شام عجله میکند.
a rush of wind blew through the open window.
هجومی از باد از پنجره باز عبور کرد.
he rushes to apologize for his mistake.
او برای عذرخواهی از اشتباهش عجله میکند.
the stock market rushes to a new high.
بازار سهام به یک اوج جدید میرسد.
a rush of excitement filled the air.
هجومی از هیجان هوا را پر کرد.
the river rushes
رودخانه به سرعت جریان دارد
blood rushes
خون به جریان میافتد
head rushes
سر گیجه میگیرد
rushes in
وارد میشود
rushes out
بیرون میریزد
rushing water
آب خروشان
rushes forward
به جلو میخزد
rushes by
کنار میگذرد
rushes down
به پایین میخزد
rushes of wind
وزش باد
the river rushes through the narrow canyon.
رودخانه با سرعت در میان دره باریک جریان دارد.
she rushes to catch the departing train.
او برای گرفتن قطار در حال حرکت عجله میکند.
a sudden rush of adrenaline surged through him.
ناگهان، هجوم آدرنالین از وجود او عبور کرد.
the company rushes to meet the deadline.
شرکت برای رسیدن به مهلت مقرر عجله میکند.
he rushes to answer the phone when it rings.
او برای پاسخ دادن به تلفن عجله میکند وقتی زنگ میخورد.
a rush of customers filled the store.
هجوم مشتریان مغازه را پر کرد.
the water rushes down the hillside after the rain.
آب پس از باران در دامنه تپه به سرعت جریان دارد.
she rushes to finish her homework before dinner.
او برای اتمام تکالیفش قبل از شام عجله میکند.
a rush of wind blew through the open window.
هجومی از باد از پنجره باز عبور کرد.
he rushes to apologize for his mistake.
او برای عذرخواهی از اشتباهش عجله میکند.
the stock market rushes to a new high.
بازار سهام به یک اوج جدید میرسد.
a rush of excitement filled the air.
هجومی از هیجان هوا را پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید