rushes

[ایالات متحده]/[ˈrʌʃɪz]/
[بریتانیا]/[ˈrʌʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت حرکت کردن یا سفر کردن به جایی؛ مجبور یا هل دادن کسی یا چیزی به جایی؛ سیل زدن (یک رودخانه)
n. علف‌های بلند که در مناطق مرطوب رشد می‌کنند؛ یک حرکت یا جریان ناگهانی و بزرگ از مردم؛ یک تلاش عجولانه برای انجام کاری قبل از اینکه خیلی دیر شود؛ یک میل یا غریزه ناگهانی و قوی

عبارات و ترکیب‌ها

the river rushes

رودخانه به سرعت جریان دارد

blood rushes

خون به جریان می‌افتد

head rushes

سر گیجه می‌گیرد

rushes in

وارد می‌شود

rushes out

بیرون می‌ریزد

rushing water

آب خروشان

rushes forward

به جلو می‌خزد

rushes by

کنار می‌گذرد

rushes down

به پایین می‌خزد

rushes of wind

وزش باد

جملات نمونه

the river rushes through the narrow canyon.

رودخانه با سرعت در میان دره باریک جریان دارد.

she rushes to catch the departing train.

او برای گرفتن قطار در حال حرکت عجله می‌کند.

a sudden rush of adrenaline surged through him.

ناگهان، هجوم آدرنالین از وجود او عبور کرد.

the company rushes to meet the deadline.

شرکت برای رسیدن به مهلت مقرر عجله می‌کند.

he rushes to answer the phone when it rings.

او برای پاسخ دادن به تلفن عجله می‌کند وقتی زنگ می‌خورد.

a rush of customers filled the store.

هجوم مشتریان مغازه را پر کرد.

the water rushes down the hillside after the rain.

آب پس از باران در دامنه تپه به سرعت جریان دارد.

she rushes to finish her homework before dinner.

او برای اتمام تکالیفش قبل از شام عجله می‌کند.

a rush of wind blew through the open window.

هجومی از باد از پنجره باز عبور کرد.

he rushes to apologize for his mistake.

او برای عذرخواهی از اشتباهش عجله می‌کند.

the stock market rushes to a new high.

بازار سهام به یک اوج جدید می‌رسد.

a rush of excitement filled the air.

هجومی از هیجان هوا را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید