casement

[ایالات متحده]/'keɪsm(ə)nt/
[بریتانیا]/'kesmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت بازشونده یک پنجره، معمولاً با لولا و به صورت گردان باز می‌شود.
Word Forms
جمعcasements

عبارات و ترکیب‌ها

casement window

پنجره بازشی

open casement

بازشو

casement latch

قفل بازشو

casement hinge

اتصال بازشو

wooden casement

بازشو چوبی

casement design

طراحی بازشو

جملات نمونه

I endeavoured to unhasp the casement,but the hook was soldered into the staple.

من تلاش کردم تا قفل دریچه را باز کنم، اما قلاب به بست متصل شده بود.

Many a night from yonder ivied casement, ere I went to rest,

بسیار شب از آن دریچه پوشیده از سرخس، قبل از اینکه بخوابم،

She opened the casement to let in some fresh air.

او دریچه را باز کرد تا کمی هوای تازه وارد شود.

The casement was stuck and wouldn't budge.

دریچه گیر کرده بود و تکان نمی خورد.

He looked out of the casement to see who was knocking.

او از دریچه بیرون نگاه کرد تا ببیند چه کسی در زنگ می زند.

They installed new casement windows in the house.

آنها پنجره های جدید با قاب بازشو در خانه نصب کردند.

A gentle breeze came through the casement.

نسیمی ملایم از دریچه وزید.

She closed the casement to keep out the rain.

او دریچه را بست تا از باران جلوگیری کند.

The old casement creaked as it opened.

دریچه قدیمی هنگام باز شدن صدای جیر جیر می داد.

He leaned against the casement and looked out at the view.

او به دریچه تکیه کرد و به منظره نگاه کرد.

The cat squeezed through the narrow casement to get outside.

گربه از طریق دریچه باریک بیرون رفت.

The casement rattled in the strong wind.

دریچه در باد شدید به صدا درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید