cassettes

[ایالات متحده]/kæˈsɛts/
[بریتانیا]/kəˈsɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کاسه؛ یک نوار مغناطیسی که در یک ظرف استوانه‌ای ضبط شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

audio cassettes

نوار ضبط صدا

video cassettes

نوار ویدئویی

cassette tapes

نوار کاست

blank cassettes

نوار کاست خالی

old cassettes

نوار کاست قدیمی

music cassettes

نوار کاست موسیقی

cassette players

پخش‌کننده کاست

cassette collection

کلکسیون کاست

rewind cassettes

نوار کاست با قابلیت بازپخش

cassette storage

نگهداری کاست

جملات نمونه

she found some old cassettes in the attic.

او در زیر شیروانی، چندین کاست قدیمی پیدا کرد.

he prefers listening to music on cassettes rather than digital formats.

او ترجیح می‌دهد به جای فرمت‌های دیجیتال، به موسیقی روی کاست گوش دهد.

they used to record their favorite songs on cassettes.

آنها عادت داشتند آهنگ‌های مورد علاقه خود را روی کاست ضبط کنند.

many people have nostalgic feelings about cassettes.

بسیاری از مردم احساس نوستالژیک نسبت به کاست دارند.

she organized her collection of cassettes by genre.

او مجموعه کاست‌های خود را بر اساس ژانر مرتب کرد.

he bought a cassette player to listen to his old recordings.

او یک پخش‌کننده کاست خرید تا به ضبط‌های قدیمی خود گوش دهد.

they exchanged cassettes as a way to share music.

آنها کاست‌ها را به عنوان راهی برای به اشتراک گذاشتن موسیقی با هم مبادله می‌کردند.

her favorite childhood memories are tied to listening to cassettes.

خاطرات کودکی مورد علاقه او به گوش دادن به کاست‌ها گره خورده است.

he still has a few cassettes from the 90s in his collection.

او هنوز چند کاست از دهه 90 در مجموعه خود دارد.

restoring old cassettes can be a fun project.

بازسازی کاست‌های قدیمی می‌تواند یک پروژه سرگرم‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید