cataloged

[ایالات متحده]/ˈkætəlɒdʒɪd/
[بریتانیا]/ˈkætəlɑːɡɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v (past participle)برای مرتب کردن موارد در یک کاتالوگ؛ به طور سیستماتیک فهرست کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cataloged items

اقلام فهرست‌شده

cataloged data

اطلاعات فهرست‌شده

cataloged records

سوابق فهرست‌شده

cataloged materials

مواد فهرست‌شده

cataloged products

محصولات فهرست‌شده

cataloged books

کتاب‌های فهرست‌شده

cataloged resources

منابع فهرست‌شده

cataloged collections

مجموعه‌های فهرست‌شده

cataloged files

فایل‌های فهرست‌شده

cataloged artwork

آثار هنری فهرست‌شده

جملات نمونه

the library has cataloged all the new arrivals.

کتابخانه تمام ورودی‌های جدید را فهرست کرده است.

all the items were cataloged for easy reference.

تمام اقلام برای ارجاع آسان فهرست شده‌اند.

the museum has cataloged its entire collection online.

موزه کل مجموعه خود را به صورت آنلاین فهرست کرده است.

she cataloged her photos by date and location.

او عکس‌های خود را بر اساس تاریخ و مکان فهرست کرد.

the research team cataloged various species of plants.

گروه تحقیقات گونه‌های مختلف گیاهان را فهرست کرد.

they have cataloged all the historical documents.

آنها تمام اسناد تاریخی را فهرست کرده‌اند.

the software allows users to catalog their music collection.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا مجموعه موسیقی خود را فهرست کنند.

he cataloged his books according to genre.

او کتاب‌های خود را بر اساس ژانر فهرست کرد.

the database has cataloged millions of records.

پایگاه داده میلیون‌ها رکورد را فهرست کرده است.

she carefully cataloged her research findings.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را با دقت فهرست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید