cavilling

[ایالات متحده]/ˈkævɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkævɪlɪŋ/

ترجمه

n. عمل پیدا کردن اشکال یا انتقادات جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

cavilling at

بحث‌کننده در مورد

cavilling over

بحث‌کننده در مورد

cavilling about

بحث‌کننده در مورد

cavilling tone

لحن بحث‌کننده

cavilling remarks

اظهارات بحث‌کننده

cavilling nature

طبع بحث‌کننده

cavilling comments

نظرات بحث‌کننده

cavilling behavior

رفتار بحث‌کننده

cavilling criticism

انتقاد بحث‌کننده

cavilling response

پاسخ بحث‌کننده

جملات نمونه

stop cavilling at every little detail in the report.

از هر جزئیات کوچک در گزارش ایرادگیری نکنید.

his habit of cavilling makes it hard to have a constructive discussion.

عادت به ایرادگیری او باعث می‌شود داشتن بحث سازنده دشوار باشد.

she was tired of his constant cavilling over minor issues.

او از ایرادگیری مداوم او در مورد مسائل جزئی خسته شده بود.

cavilling about the budget will delay the project further.

ایرادگیری در مورد بودجه باعث تأخیر بیشتر پروژه خواهد شد.

instead of cavilling, we should focus on finding solutions.

به جای ایرادگیری، باید روی یافتن راه حل تمرکز کنیم.

the manager discouraged cavilling during team meetings.

مدیر از ایرادگیری در جلسات تیم خودداری کرد.

cavilling over semantics can derail the main argument.

ایرادگیری در مورد معناشناسی می‌تواند استدلال اصلی را منحرف کند.

his cavilling nature often frustrated his colleagues.

طبع ایرادگیری او اغلب همکارانش را ناامید می‌کرد.

we need to avoid cavilling if we want to make progress.

اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم، باید از ایرادگیری خودداری کنیم.

cavilling can sometimes be a sign of deeper issues.

ایرادگیری گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از مسائل عمیق‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید