cemeteries

[ایالات متحده]/semətriːz/
[بریتانیا]/sem-ə-treez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع قبرستان؛ مکانی که مردم بعد از مرگ در آن دفن می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

peaceful cemeteries

مقبره‌های آرام

historic cemeteries

مقبره‌های تاریخی

abandoned cemeteries

مقبره‌های رها شده

local cemeteries

مقبره‌های محلی

famous cemeteries

مقبره‌های مشهور

rural cemeteries

مقبره‌های روستایی

urban cemeteries

مقبره‌های شهری

well-maintained cemeteries

مقبره‌های نگهداری شده

overgrown cemeteries

مقبره‌های پوشیده از گیاه

hidden cemeteries

مقبره‌های پنهان

جملات نمونه

cemeteries are often peaceful places for reflection.

قطعه‌نامه‌ها اغلب مکان‌های آرام و مناسبی برای تفکر هستند.

many historical figures are buried in famous cemeteries.

بسیاری از چهره‌های تاریخی در قطعه‌نامه‌های معروف دفن شده‌اند.

cemeteries can tell us a lot about a community's history.

قطعه‌نامه‌ها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد تاریخ یک جامعه به ما بدهند.

some cemeteries have beautiful monuments and sculptures.

برخی از قطعه‌نامه‌ها دارای بناها و مجسمه‌های زیبایی هستند.

visiting cemeteries can be a way to honor loved ones.

بازدید از قطعه‌نامه‌ها می‌تواند راهی برای ادای احترام به عزیزان از دست رفته باشد.

local volunteers often help maintain the cemeteries.

داوطلبان محلی اغلب به حفظ قطعه‌نامه‌ها کمک می‌کنند.

cemeteries are sometimes used for historical tours.

قطعه‌نامه‌ها گاهی برای تورهای تاریخی استفاده می‌شوند.

some people find comfort in walking through cemeteries.

برخی از افراد در قدم زدن در قطعه‌نامه‌ها آرامش می‌یابند.

cemeteries can be a source of inspiration for artists.

قطعه‌نامه‌ها می‌توانند منبع الهام برای هنرمندان باشند.

it's important to respect the rules when visiting cemeteries.

هنگام بازدید از قطعه‌نامه‌ها، رعایت قوانین مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید