| جمع | funerals |
funeral service
خدمات تشییع جنازه
funeral procession
گرد آمدن عزاداران
funeral arrangements
چیدمان مراسم تشییع جنازه
funeral home
خانه تدفین
funeral director
مدیر مراسم تشییع جنازه
state funeral
مراسم تشییع جنازه دولتی
funeral and interment
تشییع جنازه و تدفین
funeral expenses
هزینه های تشییع جنازه
wedding and funeral
ازدواج و تشییع جنازه
funeral parlor
پارک تشییع جنازه
funeral parlour
پارک تشییع جنازه
funeral march
مراسم عزاداری
the format of the funeral service.
قالب مراسم تشییع جنازه
a bathetic funeral scene
صحنه تدفین نمایشی و اغراقآمیز
A funeral is a sorrowful occasion.
یک مراسم تشییع جنازه یک مناسبت غم انگیز است.
A funeral is a somber occasion.
یک مراسم تشییع جنازه یک مناسبت سنگین است.
the lamentation of mourners at a funeral
ناله سوگواران در یک مراسم تشییع جنازه
He asked for no funeral oration.
او درخواست سخنرانی در مراسم تشییع جنازه نکرد.
the flames of the funeral pyre
اشتعال آتش سوزان
we've arranged the funeral for Saturday.
ما تشییع جنازه را برای شنبه ترتیب داده ایم.
he had to attend the funeral on Mama's behalf.
او مجبور بود به جای مادر در مراسم خاکسپاری شرکت کند.
he had no idea of funeral decorum.
او هیچ ایده ای از آداب مراسم تشییع جنازه نداشت.
a funeral with only the immediate family in attendance.
مراسم تشییع جنازه فقط با حضور اعضای خانواده.
A funeral procession filled the street.
یک دسته عزاداری خیابان را پر کرد.
The priest wore a purple vestment to conduct the funeral services.
کشیش جامه بنفش پوشید تا مراسم تشییع جنازه را انجام دهد.
I wanted the funeral to be a family affair.
می خواستم مراسم تشییع جنازه یک موضوع خانوادگی باشد.
Mravinsky's incandescent performance of Siegfried's Funeral March.
اجرای درخشان Mravinsky از رژه عزاداری سیگفرید.
relations gather to observe the funeral rites.
خویشان برای مشاهده مراسم تدفین جمع می شوند.
funeral service
خدمات تشییع جنازه
funeral procession
گرد آمدن عزاداران
funeral arrangements
چیدمان مراسم تشییع جنازه
funeral home
خانه تدفین
funeral director
مدیر مراسم تشییع جنازه
state funeral
مراسم تشییع جنازه دولتی
funeral and interment
تشییع جنازه و تدفین
funeral expenses
هزینه های تشییع جنازه
wedding and funeral
ازدواج و تشییع جنازه
funeral parlor
پارک تشییع جنازه
funeral parlour
پارک تشییع جنازه
funeral march
مراسم عزاداری
the format of the funeral service.
قالب مراسم تشییع جنازه
a bathetic funeral scene
صحنه تدفین نمایشی و اغراقآمیز
A funeral is a sorrowful occasion.
یک مراسم تشییع جنازه یک مناسبت غم انگیز است.
A funeral is a somber occasion.
یک مراسم تشییع جنازه یک مناسبت سنگین است.
the lamentation of mourners at a funeral
ناله سوگواران در یک مراسم تشییع جنازه
He asked for no funeral oration.
او درخواست سخنرانی در مراسم تشییع جنازه نکرد.
the flames of the funeral pyre
اشتعال آتش سوزان
we've arranged the funeral for Saturday.
ما تشییع جنازه را برای شنبه ترتیب داده ایم.
he had to attend the funeral on Mama's behalf.
او مجبور بود به جای مادر در مراسم خاکسپاری شرکت کند.
he had no idea of funeral decorum.
او هیچ ایده ای از آداب مراسم تشییع جنازه نداشت.
a funeral with only the immediate family in attendance.
مراسم تشییع جنازه فقط با حضور اعضای خانواده.
A funeral procession filled the street.
یک دسته عزاداری خیابان را پر کرد.
The priest wore a purple vestment to conduct the funeral services.
کشیش جامه بنفش پوشید تا مراسم تشییع جنازه را انجام دهد.
I wanted the funeral to be a family affair.
می خواستم مراسم تشییع جنازه یک موضوع خانوادگی باشد.
Mravinsky's incandescent performance of Siegfried's Funeral March.
اجرای درخشان Mravinsky از رژه عزاداری سیگفرید.
relations gather to observe the funeral rites.
خویشان برای مشاهده مراسم تدفین جمع می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید