centipedes

[ایالات متحده]/senˈtiːˌpiːdz/
[بریتانیا]/senˈtɪˌpiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه‌ی سوسک‌پای هزارپا؛ آرتروپودهای چندپایی با یک جفت پا در هر بخش از بدن.

عبارات و ترکیب‌ها

centipedes bite

گزشکه‌های عقابی

centipedes habitat

زیستگاه سوسک‌ها

centipedes species

گونه‌های سوسک

centipedes venom

سم سوسک‌ها

centipedes control

کنترل سوسک‌ها

centipedes infestation

آلودگی سوسک‌ها

centipedes behavior

رفتار سوسک‌ها

centipedes diet

رژیم غذایی سوسک‌ها

centipedes anatomy

آناتومی سوسک‌ها

centipedes predators

دشمنان سوسک‌ها

جملات نمونه

centipedes are often found in damp environments.

سیم‌پاها اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شوند.

some people are afraid of centipedes due to their many legs.

برخی از افراد به دلیل داشتن بسیاری از پاها از سیم‌پاها می‌ترسند.

centipedes can be beneficial as they control pest populations.

سیم‌پاها می‌توانند مفید باشند زیرا جمعیت آفات را کنترل می‌کنند.

in some cultures, centipedes are used in traditional medicine.

در برخی فرهنگ‌ها، از سیم‌پاها در طب سنتی استفاده می‌شود.

centipedes are nocturnal creatures that hunt at night.

سیم‌پاها موجوداتی شب‌زی هستند که در شب شکار می‌کنند.

children should be taught not to touch centipedes.

باید به کودکان آموزش داد که سیم‌پاها را لمس نکنند.

some species of centipedes can deliver a painful bite.

برخی از گونه‌های سیم‌پاها می‌توانند گزش دردناکی ایجاد کنند.

centipedes are often mistaken for millipedes.

سیم‌پاها اغلب با هزارپایان اشتباه گرفته می‌شوند.

to avoid centipedes, keep your home clean and dry.

برای جلوگیری از سیم‌پاها، خانه خود را تمیز و خشک نگه دارید.

insects are the primary diet of many centipedes.

حشرات، غذای اصلی بسیاری از سیم‌پاها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید