arachnid

[ایالات متحده]/ˈærəknɪd/
[بریتانیا]/ər-ə-k nid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از اعضای کلاس Arachnida، مانند عنکبوت، عقرب یا کنه.
adj. مربوط به آراکنیدها.
Word Forms
جمعarachnids

عبارات و ترکیب‌ها

arachnid venom

سم زهرپاش

common arachnids

زهرپایان رایج

arachnid characteristics

ویژگی‌های زهرپایان

arachnid classification

طبقه بندی زهرپایان

arachnid evolution

تکامل زهرپایان

fear of arachnids

ترس از زهرپایان

arachnid diversity

تنوع زهرپایان

study of arachnids

مطالعه زهرپایان

arachnid habitat

زیستگاه زهرپایان

arachnid life cycle

چرخه حیات زهرپایان

جملات نمونه

arachnid species can be found in various environments.

گونه‌های عنکبوت در محیط‌های مختلف یافت می‌شوند.

some arachnids are known for their venomous bites.

برخی از عنکبوت‌ها به دلیل نیش‌های سمی خود شناخته شده‌اند.

the study of arachnids is called arachnology.

مطالعه عنکبوت‌ها به نام عنکوب‌شناسی شناخته می‌شود.

arachnid habitats include forests, deserts, and caves.

زیستگاه‌های عنکبوت‌ها شامل جنگل‌ها، بیابان‌ها و غارها است.

spiders are the most well-known arachnids.

عنکبوت‌ها شناخته‌شده‌ترین عنکبوت‌ها هستند.

ticks are arachnids that can transmit diseases.

کِرم‌های خون‌مکش عنکوتیده‌اند که می‌توانند بیماری‌ها را منتقل کنند.

many arachnids use silk for building webs.

بسیاری از عنکبوت‌ها از ابریشم برای ساختن تار استفاده می‌کنند.

some arachnids exhibit fascinating mating behaviors.

برخی از عنکبوت‌ها رفتارهای جفت‌گیری جالبی از خود نشان می‌دهند.

understanding arachnid anatomy is important for researchers.

درک آناتومی عنکبوت برای محققان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید