ceramist

[ایالات متحده]/ˈsɛərəmɪst/
[بریتانیا]/səˈrɛməst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمندی که سفال یا سرامیک می‌سازد.; شخصی که اشیاء سرامیکی را به طور حرفه‌ای می‌سازد.
Word Forms
جمعceramists

عبارات و ترکیب‌ها

ceramist artist

هنرمند سفالگر

ceramist studio

اتلیه سفالگری

ceramist skills

مهارت‌های سفالگری

ceramist techniques

تکنیک‌های سفالگری

ceramist tools

ابزارهای سفالگری

ceramist workshop

کارگاه سفالگری

ceramist community

جامعه سفالگران

ceramist exhibition

نمایشگاه سفالگری

ceramist designs

طرح‌های سفالگری

ceramist products

محصولات سفالگری

جملات نمونه

the ceramist crafted beautiful pottery.

صنایعگر سرامیک، ظروف سفالی زیبا ساخت.

she studied under a famous ceramist.

او تحت نظر یک صنعتگر سرامیک مشهور تحصیل کرد.

the ceramist uses traditional techniques.

صنایعگر از تکنیک‌های سنتی استفاده می‌کند.

his passion for clay led him to become a ceramist.

اشتیاق او به خاک رس باعث شد که به یک صنعتگر سرامیک تبدیل شود.

the ceramist exhibited her work at the gallery.

صنایعگر آثار خود را در گالری به نمایش گذاشت.

many ceramists are inspired by nature.

بسیاری از صنعتگران سرامیک از طبیعت الهام می‌گیرند.

the ceramist teaches workshops for beginners.

صنایعگر کارگاه‌های آموزشی برای مبتدیان تدریس می‌کند.

the ceramist's studio is filled with colorful glazes.

اتلیه صنایعگر پر از لعاب‌های رنگارنگ است.

she hopes to become a renowned ceramist one day.

او امیدوار است که یک روز به یک صنعتگر سرامیک مشهور تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید