ceremonially

[ایالات متحده]/ˌseri'məunjəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت تشریفاتی

جملات نمونه

she was ceremonially reclothed in a new robe.

او به طور آیینی با ردای جدید پوشانده شد.

to dress ceremonially for a special occasion

برای یک مناسبت خاص به طور آیینی لباس پوشیدن

to behave ceremonially during a wedding ceremony

در طول مراسم عروسی به طور آیینی رفتار کردن

to speak ceremonially at a graduation ceremony

در یک مراسم فارغ التحصیلی به طور آیینی صحبت کردن

to act ceremonially during a religious ritual

در طول یک آیین مذهبی به طور آیینی عمل کردن

to bow ceremonially to show respect

برای نشان دادن احترام به طور آیینی تعظیم کردن

to present a ceremonially wrapped gift

ارائه یک هدیه که به طور آیینی بسته‌بندی شده است

to walk ceremonially in a procession

در یک رژه به طور آیینی قدم زدن

to eat ceremonially during a traditional feast

در یک جشن سنتی به طور آیینی غذا خوردن

to greet ceremonially at an official event

در یک رویداد رسمی به طور آیینی خوش آمد گفتن

to sing ceremonially at a state function

در یک مراسم دولتی به طور آیینی آواز خواندن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید