chairlift ride
اسکی لیفت
The chairlift takes skiers up the mountain.
صندلیبر اسکیبازان را به بالای کوه میبرد.
She enjoyed the scenic views from the chairlift.
او از مناظر دیدنی از صندلیبر لذت برد.
The chairlift was closed due to strong winds.
صندلیبر به دلیل وزش باد شدید بسته شد.
They rode the chairlift to the top of the slope.
آنها با صندلیبر به بالای پیست سوار شدند.
The chairlift operator ensured everyone's safety.
اپراتور صندلیبر از ایمنی همه اطمینان حاصل کرد.
The chairlift malfunctioned, causing delays.
صندلیبر دچار نقص فنی شد و باعث تاخیر شد.
The chairlift offers convenient access to the ski resort.
صندلیبر دسترسی آسان به پیادهروی اسکی فراهم میکند.
The chairlift ride was smooth and comfortable.
سوار شدن به صندلیبر روان و راحت بود.
They purchased tickets for the chairlift ride.
آنها بلیط برای سوار شدن به صندلیبر خریدند.
The chairlift provides access to various ski runs.
صندلیبر دسترسی به مسیرهای اسکی مختلف را فراهم میکند.
You actually have to take a chairlift to get to the Sky Bridge.
برای رسیدن به پل آسمان، در واقع باید از تله کابین استفاده کنید.
منبع: CNN 10 Student English May 2019 CollectionThe ski area let Kennet High School use its chairlifts as a makeshift graduation procession.
منطقه اسکی به دبیرستان کنت اجازه داد از تله کابینهای خود به عنوان یک رژه выпуск به طور موقت استفاده کند.
منبع: CNN 10 Summer SpecialEasy there, Rick! Well, let's head on over to the chairlift, and test your skills!
آرام باشید، ریک! خب، بیایید به سمت تله کابین برویم و مهارت های شما را آزمایش کنیم!
منبع: EnglishPod 91-180Then along came the chairlift, followed by the gondola for longer trips that take you higher up the mountain.
سپس تله کابین آمد، و سپس گندولا برای سفرهای طولانی تر که شما را بالاتر از کوه می برد.
منبع: One Hundred Thousand WhysRiding the chairlift with my mother, I would see freeskiers flying and spinning through the air. I immediately knew which team I wanted to join: freeskiing.
در حالی که با مادرم سوار تله کابین بودم، اسکی بازان آزاد را در هوا پرواز و چرخاندن می دیدم. من بلافاصله فهمیدم که می خواهم به کدام تیم بپیوندم: اسکی آزاد.
منبع: My channelAt that point, I was the only girl on my team. I was put down at first, nobody wanted to ride the chairlift with me. But as time passed, I was slowly accepted, and made some of my closest friends.
در آن زمان، من تنها دختر تیم من بودم. در ابتدا من را پایین آوردند، هیچ کس نمی خواست سوار تله کابین با من شود. اما با گذشت زمان، من به آرامی پذیرفته شدم و برخی از نزدیکترین دوستانم را پیدا کردم.
منبع: My channelI had spent much of that morning – time I usually spent cleaning – reading and rereading the instruction manual for the chairlift but I was still dreading the moment when I was solely responsible for lifting him two feet into the air.
من بخش زیادی از آن صبح را صرف خواندن و دوباره خواندن دفترچه راهنمای تله کابین کردم - زمانی که معمولاً آن را برای تمیز کردن صرف می کردم - اما هنوز منتظر لحظه ای بودم که به تنهایی مسئول بلند کردن او به ارتفاع دو فوتی از زمین بودم.
منبع: Me Before Youchairlift ride
اسکی لیفت
The chairlift takes skiers up the mountain.
صندلیبر اسکیبازان را به بالای کوه میبرد.
She enjoyed the scenic views from the chairlift.
او از مناظر دیدنی از صندلیبر لذت برد.
The chairlift was closed due to strong winds.
صندلیبر به دلیل وزش باد شدید بسته شد.
They rode the chairlift to the top of the slope.
آنها با صندلیبر به بالای پیست سوار شدند.
The chairlift operator ensured everyone's safety.
اپراتور صندلیبر از ایمنی همه اطمینان حاصل کرد.
The chairlift malfunctioned, causing delays.
صندلیبر دچار نقص فنی شد و باعث تاخیر شد.
The chairlift offers convenient access to the ski resort.
صندلیبر دسترسی آسان به پیادهروی اسکی فراهم میکند.
The chairlift ride was smooth and comfortable.
سوار شدن به صندلیبر روان و راحت بود.
They purchased tickets for the chairlift ride.
آنها بلیط برای سوار شدن به صندلیبر خریدند.
The chairlift provides access to various ski runs.
صندلیبر دسترسی به مسیرهای اسکی مختلف را فراهم میکند.
You actually have to take a chairlift to get to the Sky Bridge.
برای رسیدن به پل آسمان، در واقع باید از تله کابین استفاده کنید.
منبع: CNN 10 Student English May 2019 CollectionThe ski area let Kennet High School use its chairlifts as a makeshift graduation procession.
منطقه اسکی به دبیرستان کنت اجازه داد از تله کابینهای خود به عنوان یک رژه выпуск به طور موقت استفاده کند.
منبع: CNN 10 Summer SpecialEasy there, Rick! Well, let's head on over to the chairlift, and test your skills!
آرام باشید، ریک! خب، بیایید به سمت تله کابین برویم و مهارت های شما را آزمایش کنیم!
منبع: EnglishPod 91-180Then along came the chairlift, followed by the gondola for longer trips that take you higher up the mountain.
سپس تله کابین آمد، و سپس گندولا برای سفرهای طولانی تر که شما را بالاتر از کوه می برد.
منبع: One Hundred Thousand WhysRiding the chairlift with my mother, I would see freeskiers flying and spinning through the air. I immediately knew which team I wanted to join: freeskiing.
در حالی که با مادرم سوار تله کابین بودم، اسکی بازان آزاد را در هوا پرواز و چرخاندن می دیدم. من بلافاصله فهمیدم که می خواهم به کدام تیم بپیوندم: اسکی آزاد.
منبع: My channelAt that point, I was the only girl on my team. I was put down at first, nobody wanted to ride the chairlift with me. But as time passed, I was slowly accepted, and made some of my closest friends.
در آن زمان، من تنها دختر تیم من بودم. در ابتدا من را پایین آوردند، هیچ کس نمی خواست سوار تله کابین با من شود. اما با گذشت زمان، من به آرامی پذیرفته شدم و برخی از نزدیکترین دوستانم را پیدا کردم.
منبع: My channelI had spent much of that morning – time I usually spent cleaning – reading and rereading the instruction manual for the chairlift but I was still dreading the moment when I was solely responsible for lifting him two feet into the air.
من بخش زیادی از آن صبح را صرف خواندن و دوباره خواندن دفترچه راهنمای تله کابین کردم - زمانی که معمولاً آن را برای تمیز کردن صرف می کردم - اما هنوز منتظر لحظه ای بودم که به تنهایی مسئول بلند کردن او به ارتفاع دو فوتی از زمین بودم.
منبع: Me Before Youلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید