chalices

[ایالات متحده]/ˈtʃælɪsiz/
[بریتانیا]/CHAL-ə-sihz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه chalice؛ جام‌هایی که برای مقاصد مراسمی یا مذهبی استفاده می‌شوند؛ یک فنجان، به ویژه یک جام، که در مراسم مذهبی، به خصوص عشاء ربانی، استفاده می‌شود؛ یک فنجان مسموم، که اغلب به عنوان زیبا و جذاب اما کشنده به تصویر کشیده می‌شود؛ چیزی که در ظاهر جذاب یا دلخواه به نظر می‌رسد اما در واقع ناخوشایند یا مضر است.

عبارات و ترکیب‌ها

golden chalices

جام‌های طلایی

ceremonial chalices

جام‌های مراسمی

silver chalices

جام‌های نقره‌ای

decorative chalices

جام‌های تزئینی

ancient chalices

جام‌های باستانی

crystal chalices

جام‌های کریستالی

holy chalices

جام‌های مقدس

ceramic chalices

جام‌های سرامیکی

glass chalices

جام‌های شیشه‌ای

ornate chalices

جام‌های مزین

جملات نمونه

they raised their chalices in a toast.

آنها جام‌های خود را به نشانه شادی بالا بردند.

the ancient chalices were beautifully crafted.

جام‌های باستانی به طرز زیبایی ساخته شده بودند.

she collected chalices from different cultures.

او جام‌هایی را از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

chalices are often used in religious ceremonies.

جام‌ها اغلب در مراسم مذهبی استفاده می‌شوند.

he admired the intricate designs on the chalices.

او طراحی‌های پیچیده روی جام‌ها را تحسین کرد.

the chalices were filled with fine wine.

جام‌ها با شراب خوب پر شده بودند.

they displayed the chalices in a glass case.

آنها جام‌ها را در یک ویترین شیشه‌ای به نمایش گذاشتند.

chalices symbolize unity and celebration.

جام‌ها نماد وحدت و جشن هستند.

during the feast, they passed around the chalices.

در طول جشن، آنها جام‌ها را دور می‌دادند.

her chalices were the centerpiece of the table.

جام‌های او نقطه کانونی میز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید