rituals

[ایالات متحده]/ˈrɪtʃuəlz/
[بریتانیا]/ˈrɪtʃuəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) مراسم یا اقداماتی که به ترتیبی معین انجام می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

daily rituals

آداب روزانه

cultural rituals

آداب فرهنگی

spiritual rituals

آداب معنوی

family rituals

آداب خانوادگی

traditional rituals

آداب سنتی

healing rituals

آداب شفابخش

seasonal rituals

آداب فصلی

religious rituals

آیین‌های مذهبی

initiation rituals

آداب آغاز

social rituals

آداب اجتماعی

جملات نمونه

many cultures have unique rituals for weddings.

فرهنگ‌های بسیاری رسوم منحصر به فردی برای عروسی دارند.

children often enjoy participating in fun rituals during holidays.

کودکان اغلب از شرکت در رسوم سرگرم کننده در تعطیلات لذت می برند.

rituals can help people feel more connected to their traditions.

رسوم می توانند به مردم کمک کنند تا ارتباط بیشتری با سنت های خود احساس کنند.

some rituals involve specific songs and dances.

برخی از رسوم شامل آهنگ ها و رقص های خاص می شوند.

rituals are often performed to mark important life events.

رسوم اغلب برای بزرگداشت رویدادهای مهم زندگی انجام می شوند.

there are rituals for both mourning and celebration.

رسومی هم برای سوگواری و هم برای جشن وجود دارد.

many people find comfort in their daily rituals.

بسیاری از مردم آرامش را در رسوم روزانه خود می یابند.

rituals can vary greatly from one culture to another.

رسوم می توانند به طور قابل توجهی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشند.

some rituals require special clothing or symbols.

برخی از رسوم نیاز به لباس یا نمادهای خاص دارند.

rituals often play a significant role in community bonding.

رسوم اغلب نقش مهمی در ایجاد پیوند اجتماعی ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید