champing

[ایالات متحده]/ˈtʃæmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃæmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جوندن با صدای بلند و ترد، به ویژه از غذا یا کاه.

عبارات و ترکیب‌ها

champing at

جویدن با اشتیاق

champing down

جویدن با شدت

champing away

جویدن با حرارت

champing mouth

دهان جویده شده

champing teeth

دندان‌های جویده شده

champing horse

اسبی که می‌جود

champing eagerly

با اشتیاق جویدن

champing noise

صدای جویدن

champing action

عمل جویدن

champing rhythm

ریتم جویدن

جملات نمونه

the horse was champing at the bit, eager to start the race.

اسب بی‌قرار بود و آماده شروع مسابقه می‌شد.

she sat there, champing at the bit for her turn to speak.

او آنجا نشسته بود و بی‌قرار منتظر نوبت صحبت کردنش بود.

after waiting for hours, he was champing at the bit to get the news.

بعد از ساعت‌ها انتظار، بی‌قرار بود تا خبر را بداند.

the children were champing at the bit to open their presents.

کودکان بی‌قرار بودند تا هدیه‌هایشان را باز کنند.

she was champing at the bit to start her new job.

او بی‌قرار بود تا شغل جدیدش را شروع کند.

the team was champing at the bit to get back on the field.

تیم بی‌قرار بود تا دوباره به زمین بازگردد.

he found himself champing at the bit, waiting for the concert to begin.

او متوجه شد که بی‌قرار است و منتظر شروع کنسرت است.

the dog was champing at the bit, excited for its walk.

سگ بی‌قرار بود و از پیاده‌روی‌اش هیجان‌زده بود.

she was champing at the bit to share her ideas with the group.

او بی‌قرار بود تا ایده‌هایش را با گروه به اشتراک بگذارد.

the students were champing at the bit to start the field trip.

دانشجویان بی‌قرار بودند تا سفر مدرسه شروع شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید