swallowing

[ایالات متحده]/[ˈswɒlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈswɒlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بلعیدن؛ فرآیند وارد کردن چیزی به بدن.
v. (چیزی) را وارد بدن کردن؛ پذیرش یا باور کردن چیزی، اغلب با اکراه؛ جذب یا هضم شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

swallowing hard

قورت دادن

swallowing water

بلعیدن آب

swallowing sounds

بلعیدن صداها

swallowed whole

به طور کامل بلعیده شده

swallowing saliva

بلعیدن بزاق

swallowing difficulties

مشکلات در بلع

swallowing nervously

با اضطراب بلعیدن

swallowing pride

بلعیدن غرور

swallowing air

بلعیدن هوا

swallowing food

بلعیدن غذا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید