champion

[ایالات متحده]/ˈtʃæmpiən/
[بریتانیا]/ˈtʃæmpiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدافع یک علت یا شخص، حامی
Word Forms
جمعchampions
صفت یا فعل حال استمراریchampioning
قسمت سوم فعلchampioned
شکل سوم شخص مفردchampions
زمان گذشتهchampioned

عبارات و ترکیب‌ها

defending champion

قهرمان دفاع از عنوان

world champion

قهرمان جهان

champion team

تیم قهرمان

champion athlete

ورزشکار قهرمان

olympic champion

قهرمان المپیک

open champion

قهرمان آزاد

reigning world champion

قهرمان فعلی جهان

جملات نمونه

She is a champion swimmer.

او یک شناگر قهرمان است.

The team worked hard to become the champion.

تیم سخت تلاش کرد تا به قهرمان تبدیل شود.

He was crowned the champion of the competition.

او به عنوان قهرمان مسابقات معرفی شد.

The defending champion will compete again this year.

قهرمان دفاع کننده امسال دوباره مسابقه خواهد داد.

She is a champion for animal rights.

او یک مدافع حقوق حیوانات است.

The champion of the tournament will receive a trophy.

قهرمان مسابقات یک جام دریافت خواهد کرد.

He is a champion of environmental sustainability.

او یک مدافع پایداری محیط زیست است.

The champion team celebrated their victory with a parade.

تیم قهرمان پیروزی خود را با یک رژه جشن گرفتند.

She is a champion of gender equality.

او یک مدافع برابری جنسیتی است.

The champion boxer defended his title successfully.

بوکسور قهرمان با موفقیت از عنوان خود دفاع کرد.

نمونه‌های واقعی

Jean Liu: Local champions, we call champions.

ژان لیو: قهرمانان محلی، ما قهرمانان را صدا می کنیم.

منبع: Charlie Rose interviews Didi President Liu Qing.

2016, I got the world champion again.

2016، من دوباره قهرمان جهان شدم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

My wife is the champion of that.

همسرم قهرمان آن است.

منبع: VOA Standard English_Americas

He also called his wife " a champion" .

او همچنین به همسرش "قهرمان" گفت.

منبع: VOA Slow English - America

It feels really good to be a champion.

احساس خوبی است که قهرمان باشید.

منبع: BBC Listening Collection February 2019

I'm going to be the new champion!

من قرار است قهرمان جدید باشم!

منبع: BBC Authentic English

All three judges approach to choose their champions.

هر سه داور برای انتخاب قهرمانان خود نزدیک می شوند.

منبع: Human Planet

Johnson, of course, was a champion of Brexit.

جانسون، البته، یک حامی برگزیت بود.

منبع: NPR News June 2021 Compilation

This president has been a champion for women.

این رئیس جمهور مدافع زنان بوده است.

منبع: PBS Interview Social Series

So, you've decided to be my champion?

پس شما تصمیم گرفته اید که قهرمان من باشید؟

منبع: Lost Girl Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید