chandelier

[ایالات متحده]/ˌʃændəˈlɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌʃændəˈlɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لامپ تزئینی شاخه‌دار آویزان از سقف
Word Forms

جملات نمونه

The chandelier hit the floor with a crack.

لوستر با صدایی شکست روی زمین افتاد.

the hook which held the chandelier was beyond her reach.

قلابی که لوستر را نگه می‌داشت، از دسترس او خارج بود.

There was a crystal chandelier above their heads.

یک لوستر کریستالی بالای سرشان بود.

a chandelier threw its bright light over the walls.

یک لوستر نور درخشان خود را بر روی دیوارها می‌تاباند.

Crystal chandeliers glittered brightly above them.

چراغ‌های کریستالی به طور درخشان بالای سرشان می‌درخشیدند.

stayed in a luxurious, flower-filled suite with a crystal chandelier and thick oriental rugs.

در یک سوئیت مجلل و پر از گل با یک لوستر کریستالی و فرش‌های شرقی ضخیم اقامت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید