changers

[ایالات متحده]/ˈtʃeɪndʒərz/
[بریتانیا]/ˈtʃeɪndʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا مکانیزم‌هایی که چیزی را تغییر می‌دهند، معمولاً یک جریان یا ولتاژ الکتریکی؛ افراد یا چیزهایی که باعث تغییر می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

game changers

تغییردهنده‌های بازی

life changers

تغییردهنده‌های زندگی

trend changers

تغییردهنده‌های روند

culture changers

تغییردهنده‌های فرهنگ

mind changers

تغییردهنده‌های ذهن

world changers

تغییردهنده‌های جهان

paradigm changers

تغییردهنده‌های پارادایم

attitude changers

تغییردهنده‌های نگرش

policy changers

تغییردهنده‌های سیاست

جملات نمونه

technology is one of the biggest changers in our lives.

فناوری یکی از بزرگترین عوامل تغییر در زندگی ما است.

education can be a powerful changer for society.

آموزش می‌تواند یک عامل تغییر قدرتمند برای جامعه باشد.

new policies are changers for the economy.

سیاست‌های جدید می‌توانند عوامل تغییر برای اقتصاد باشند.

innovative ideas are often changers in the business world.

ایده‌های نوآورانه اغلب عوامل تغییر در دنیای کسب و کار هستند.

leaders can be significant changers in their communities.

رهبران می‌توانند عوامل تغییر مهمی در جوامع خود باشند.

climate change is a major changer for our planet.

تغییرات آب و هوایی یک عامل تغییر بزرگ برای سیاره ما است.

health care reforms are seen as changers for patient care.

اصلاحات مراقبت‌های بهداشتی به عنوان عوامل تغییر برای مراقبت از بیماران تلقی می‌شوند.

social media has become a major changer in communication.

شبکه‌های اجتماعی به یک عامل تغییر بزرگ در ارتباطات تبدیل شده‌اند.

art can be a changer of perspectives and emotions.

هنر می‌تواند دیدگاه‌ها و احساسات را تغییر دهد.

strong relationships are changers in personal growth.

روابط قوی عوامل تغییر در رشد شخصی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید