charts

[ایالات متحده]/tʃɑːrts/
[بریتانیا]/chɑːrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک نمودار یا برنامه ایجاد کردن.
n. نمودارها یا دیاگرام‌هایی که داده‌ها را به‌صورت بصری نمایش می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

sales charts

نمودارهای فروش

line charts

نمودارهای خطی

bar charts

نمودارهای میله‌ای

pie charts

نمودارهای دایره‌ای

comparison charts

نمودارهای مقایسه‌ای

data charts

نمودارهای داده

growth charts

نمودارهای رشد

trend charts

نمودارهای روند

performance charts

نمودارهای عملکرد

dashboard charts

نمودارهای داشبورد

جملات نمونه

we need to analyze the sales charts from last quarter.

ما نیاز داریم نمودارهای فروش را از فصل گذشته تجزیه و تحلیل کنیم.

the charts indicate a significant increase in user engagement.

این نمودارها نشان دهنده افزایش قابل توجه تعامل کاربر هستند.

can you create charts to visualize the data trends?

آیا می توانید نمودارهایی برای تجسم روند داده ها ایجاد کنید؟

he presented the charts during the meeting to support his argument.

او نمودارها را در طول جلسه برای حمایت از استدلال خود ارائه کرد.

the financial charts are crucial for our investment decisions.

نمودارهای مالی برای تصمیمات سرمایه گذاری ما حیاتی هستند.

we should update the charts to reflect the latest statistics.

ما باید نمودارها را برای نشان دادن آخرین آمارها به روز کنیم.

these charts illustrate the company's growth over the past five years.

این نمودارها نشان دهنده رشد شرکت در پنج سال گذشته هستند.

using charts can help simplify complex information.

استفاده از نمودارها می تواند به ساده سازی اطلاعات پیچیده کمک کند.

the teacher used charts to explain the scientific concepts.

معلم از نمودارها برای توضیح مفاهیم علمی استفاده کرد.

interactive charts can enhance user experience on our website.

نمودارهای تعاملی می توانند تجربه کاربر را در وب سایت ما بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید