confuses me
من را گیج میکند
confuses everyone
همه را گیج میکند
confuses the issue
مسئله را پیچیده میکند
confuses things
چیزها را گیج میکند
confuses us
ما را گیج میکند
confuses the audience
مخاطبان را گیج میکند
confuses the message
پیام را مبهم میکند
confuses the facts
حقایق را گیج میکند
confuses perceptions
درک مطلب را گیج میکند
confuses the reader
خواننده را گیج میکند
his explanation confuses everyone in the meeting.
توضیحات او باعث سردرگمی همه در جلسه می شود.
the instructions on the package confuses many customers.
دستورالعمل های روی بسته بندی بسیاری از مشتریان را گیج می کند.
she often confuses similar words in her writing.
او اغلب کلمات مشابه را در نوشته های خود گیج می کند.
his conflicting statements confuse the audience.
اظهارات متناقض او مخاطبان را گیج می کند.
math problems often confuse students who struggle.
مسائل ریاضی اغلب دانش آموزانی را که مشکل دارند، گیج می کند.
the plot twist in the movie confuses many viewers.
پیچش داستانی در فیلم بسیاری از بینندگان را گیج می کند.
she confuses her friends with her unpredictable behavior.
او دوستان خود را با رفتار غیرقابل پیش بینی خود گیج می کند.
the different accents confuses tourists in the city.
لهجه های مختلف گردشگران را در شهر گیج می کند.
his complex theories often confuses new students.
تئوری های پیچیده او اغلب دانشجویان جدید را گیج می کند.
the changes in the schedule confuse everyone involved.
تغییرات در برنامه زمانی همه افراد درگیر را گیج می کند.
confuses me
من را گیج میکند
confuses everyone
همه را گیج میکند
confuses the issue
مسئله را پیچیده میکند
confuses things
چیزها را گیج میکند
confuses us
ما را گیج میکند
confuses the audience
مخاطبان را گیج میکند
confuses the message
پیام را مبهم میکند
confuses the facts
حقایق را گیج میکند
confuses perceptions
درک مطلب را گیج میکند
confuses the reader
خواننده را گیج میکند
his explanation confuses everyone in the meeting.
توضیحات او باعث سردرگمی همه در جلسه می شود.
the instructions on the package confuses many customers.
دستورالعمل های روی بسته بندی بسیاری از مشتریان را گیج می کند.
she often confuses similar words in her writing.
او اغلب کلمات مشابه را در نوشته های خود گیج می کند.
his conflicting statements confuse the audience.
اظهارات متناقض او مخاطبان را گیج می کند.
math problems often confuse students who struggle.
مسائل ریاضی اغلب دانش آموزانی را که مشکل دارند، گیج می کند.
the plot twist in the movie confuses many viewers.
پیچش داستانی در فیلم بسیاری از بینندگان را گیج می کند.
she confuses her friends with her unpredictable behavior.
او دوستان خود را با رفتار غیرقابل پیش بینی خود گیج می کند.
the different accents confuses tourists in the city.
لهجه های مختلف گردشگران را در شهر گیج می کند.
his complex theories often confuses new students.
تئوری های پیچیده او اغلب دانشجویان جدید را گیج می کند.
the changes in the schedule confuse everyone involved.
تغییرات در برنامه زمانی همه افراد درگیر را گیج می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید